هفتاد نکته از نکات کتب روانشناسی


بدانید اگه کل کتب روانشناسی را بخونی به این 70 جمله میرسید

1- روز تولد دیگران را به خاطر داشته باش. 
2- حداقل سالی یکبار طلوع آفتاب را تماشا کن.
3- برای فردایت برنامه ریزی کن.
4- از عبارت«متشکرم»زیاد استفاده کن.
5- بدان در چه وقت باید سکوت کنی.
6- زیر دوش آب برای خودت آواز بخوان.
7- احمقانه رفتار مکن.
8- برای هر مناسبت کوچکی جشن بگیر.
9- اجناسی که بچه ها می فروشند را بخر.
10- همیشه در حال آموختن باش.
11-آنچه می دانی به دیگران بیاموز.
12- روز تولدت یک درخت بکار.
13- دوستان جدید پیدا کن اما قدیمیها را از یاد مبر.
14- از مکانهای مختلف عکس بگیر.
15- راز دار باش.
16- فرصت لذت بردن از خوشی هایت را به بعد موکول نکن.
17- به دیگران متکی نباش.
18- هیچ وقت در مورد رژیم غذاییت با کسی صحبت نکن.
19- اشتباه هایت را بپذیر.
20- بدان که تمام اخباری که می شنوی درست نیست.
21- بعد از تنبیه بچه هایت , آنها را در آغوش بگیر و نوازش کن.
22- گاهی برای خودت سوت بزن.
23- شجاع باش , حتی اگر نیستی وانمود کن که هستی , هیچکس نمی تواند تفاوت بین این دو را تشخیص دهد.
24- هیچوقت سالگرد ازدواجت را فراموش نکن.
25- به کسی کنایه نزن.
26- از بین کتاب هایت آنهایی را امانت بده که بازگشتشان برایت مهم نباشد.
27- به بچه هایت بگو که آنها فوق العاده اند.
28- سحر خیز باش
29- سعی کن همیشه خیلی هوشیار باشی , شانس گاهی اوقات خیلی آرام در می زند.
30- همیشه ساعتت را پنج دقیقه جلو بکش.
31-کسی را که امیدوار است هیچگاه نا امید نکن شاید تنها داروی او باشد
32-وقتی با بچه ها بازی می کنی سعی کن آنها برنده شوند
33-هیچگاه در دستگاه پیغام گیر تلفن پیام بی معنی و نامفهوم نگذار
34-وقت شناس باش
 
35-از افراد ناشایست دوری کن
36-در پول دادن به بچه هایت خسیس نباش
37-اصالت داشته باش
38-هیچ وقت به رقیبت اعتماد نکن
39-از حدی که لازم است مهربانتر باش
40-وقتی عصبانی هستی به هیچ کاری دست نزن
41-بهترین دوست همسرت باش
42-تا وقتی شغل بهتری پیدا نکرده ایی شغل فعلیت را از دست مده
43-سعی کن مفید ترین و با احساس ترین آدم روی زمین باشی
44-از کسی کینه به دل نگیر
 
45-برای تمام موجودات زنده ارزش قائل شو
46-شکست را به راحتی بپذیر.
47- وقتی پیروز شدی فخر فروشی نکن.
48- خودت را در گیر مسائل بی اهمیت نکن.
49- هرگز به کسی نگو که خسته و افسرده به نظر می آید.
50- همیشه به قولت وفادار باش.
51- تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن.
52- عادت کن که همیشه حتی زمانی که ناراحت هستی خودت را سرحال نشان دهی.
53- زندگی را سخت نگیر.
54- هیچ وقت قمار بازی نکن.
55- وقتی با کار سختی روبرو شدی به خودت تلقین کن که شکست غیر ممکن است.
56- از وسایلت به خوبی محافظت کن.
57- انتظار نداشته باش که پول برایت خوشبختی بیاورد.
58- برای تغییر دادن دیگران بیش از این تلاش نکن.
59- همیشه خوش ظاهر و شیک پوش باش.
60- پلها را از بین نبر شاید مجبور شوی بار دیگر از رودخانه عبور کنی.
61- خودت را دست کم نگیر.
62- متواضع و فروتن باش.
63- در ماشینت را همیشه قفل کن.
64- قدرت بخشندگی را از یاد مبر.
65- نسبت به مردمی که به تو می گویند خیلی صادق و بی ریا هستی محتاط باش.
66- دوستی های قدیم را دوباره تازه کن.
67- سعی کن زندگی همواره برایت پیام داشته باشد.
68- کتاب مورد علاقه ات را برای بار دوم بخوان.
69- طوری زندگی کن که روی سنگ قبرت بنویسند: شخصی که از هیچ چیز در ز‌ندگیش پشیمان نبود .
70- و از همه مهمتر آنکه...،
"انسانیت" انسان...، از جایی آغاز میشود...، که نسبت به حقوق دیگران...، احساس مسئولیت میکند؛ و میزان "انسانیت" هرکس...، به همت و خدمت او... برای رفع یا کاهش غم ها و مشکلات دیگران بستگی دارد.

 روش ساده و سریع برای بهتر زندگی کردن :  

 

 

دغدغه ای به نام زندگی بهتر یا بهتر زندگی کردن، بین همه   انسان ها دغدغه ای مشترک است که البته راه حل های آن برخلاف خودش بین همه مشترک   نیست و هر کس تلاش می کند با روش خود زندگی اش را بهتر کند.

به گزارش بانکی دات آی آر، مطالعات دانشمندان و توصیه های   روانشناسان و مشاوران هم به مردم کمک می کند تا برای بهبود زندگی خود راحت تر   تصمیم بگیرند.

در این گزارش دو قسمتی برای شما از راه و روش هایی خواهیم   گفت که می تواند کمک حالتان در بهبود وضعیت زندگی باشد. لذت بردن از زندگی مهارتی   اکتسابی است که ما در این گزارش به بخشی از روش های شناخته شده آن می پردازیم:


  1.    پررنگ   کردن جنبه های منفی، راهی برای مقابله با وسوسه ها

وسوسه از جمله خانه خراب کن ترین! احساساتی است که می تواند   به یک فرد دست دهد و در صورتی که فرد دست های خود را به علامت تسلیم بالا ببرد،   خودش باید تمامی عواقبش را هم بر عهده گیرد.

بهترین راه برای خلاص شدن از شر وسوسه ها این است که ابعاد و   جنبه های منفی آن را برای خود اغزاق آمیز جلوه دهید و با ساختن کوه از کاه   بتوانید خود را متقاعد کنید که باید از این وسوسه دست بکشید.


  2.    خداحافظی   کردن با تجربه های خوب در اوج

در ورزش همیشه به ورزشکاران توصیه می شود که در اوج از   میادین ورزشی کنار بروند تا خاطرشان همیشه برای هوادارانشان عزیر بماند. حالا   حکایت تجربه های خوب هم همین است. تکرار، آفت تجربه خوب است و اگر زیادی اصرار   بر تکرار تجربه های خوب داشته باشید، لذت آن را برای خود کمرنگ می کنید و به   تدریج از بین می برید.

پس اگر می خواهید طعم شیرین تجربه های خوب را همواره حس   کنید، در اوج با آنها خداحافظی کنید.

3.    چرت   زدن، تنها ده دقیقه

چرت زدن در طول روز برای بسیاری از مردم کاری لذت بخش و   انرژی آور است. بد   نیست بدانید مطالعات تازه دانشمندان هم نشان داده که حق با آنهایی است که از چرت   روزانه شان نمی گذرند.

تنها 10 دقیقه چرت زدن می تواند در بهبود وضعیتزمان خواب،   خواب آلودگی ذهنی، خستگی، قدرت، و عملکرد شناختی موثر و مفید باشد.

4.    دوستی   پیشه کردن با تکنولوژی و به ویژه اینترنت

اگر از آن دست افرادی هستید که با اینترنت دوست هستید یا به   عبارت بهتر اینترنت بهترین دوست شماست، چندان نگران نباشید، تازه باید خوشحال هم   باشید، چرا که عصر امروز، عصر ارتباطات است و اینترنت پادشاه این روزها اقلیم   ارتباطات است.

زیاده روی مسلما مثل هر کاری در استفاده از اینترنت هم درست   نیست، اما دانستن و سردر آوردن از آن در این روزگار از جمله کلیدهای داشتن زندگی   بهتر است.


  5.    انتخاب   الگوی ایده آل، راه انجام کارها به شکل مطلوب

خیلی از مردم هستند که فکر می کنند، عرضه انجام کاری را   ندارند و به عبارتی خود را دست و پا چلفتی می دانند، حال آنکه اوضاع شاید به بدی   که آنها فکر می کنند، نباشد.

راه رفع این حس نه چندان خوشایند، انتخاب الگویی مناسب برای   انجام هر کاری است. سعی کنید به ویژه برای انجام کارهای مهم از بهترین ها در آن   عرصه الگوبرداری کنید. این کار هم اعتماد به نفس شما را بالا می برد و هم سرعت   کار را افزایش می دهد.

6.    قناعت،   راه کم خوردن و کاهش هزینه ها

قناعت کنید. گفتن البته ساده است و عمل کردنش به همان اندازه   سخت! اما قناعت به ویژه در خوردن و هزینه ها میانبر بسیار خوبی برای داشتن زندگی   بهتر است.

خواهشی که از شما دارم این است که قناعت را با کم خوردن و کم   هزینه کردن اشتباه نگیرید. قناعت یعنی به اندازه خوردن و به جا خرج کردن. کمی   بیشتر به مفهوم قناعت فکر کنیم.


  7.    بلند   بلند فکر کردن، چاره قوی شدن تحلیل ها

بلند فکر کردن برای خیلی ها آرامش بخش است و می تواند تحلیل   و درک بهتری از اوضاع پیرامون یا موضوع مدنظر به فرد بدهد. البته این نوع تفکر   دردسرها و معضلات خاص خود را هم دارد، اما به امتحانش می ارزد.

یکبار بلند فکر کردن را امتحان کنید، حتی اگر اطرافیان شما   تصور کنند، دیوانه شده اید!

راه در امان ماندن از قضاوت دیگران البته این است که در خلوت   خود بلند بلند فکر کنید.

 8.    تشویق بچه ها به خاطر تلاش نه هوش

ضریب هوشی بچه ها برای برخی پدر و مادرها سند افتخار و   فخرفروشی به دیگران به حساب می آید، طوری که اگر می توانستند از ضریب هوشی فرزندشان   عکس می گرفتند و آن را با قاب زیبا روی دیوار نصب می کردند!!

واقعیت اما آن است که بچه هایی موفق تر هستند که پدرو   مادرشان آنها را به خاطر تلاش هایشان مورد تشویق قرار می دهند و نه صرفا به دلیل   ضریب هوشی بالا.


  9.    جملات   کوتاه، تردید و سایر علائم استرس، راه گرفتن مچ دروغگوها

اگر با کسی برخورد دارید که زیاد از جمله های کوتاه و بریده   بریده استفاده می کند یا با شک و تردید حرف می زند و یا استرس در صحبتهایش مشهود   است، چندان تره برای حرف هایش خورد نکنید و به جای آن خوشحال باشید که مچ یک   دروغگو را گرفته اید.


  10.    بمباران   اطلاعاتی راه متقاعد کردن آدم های دمدمی

آدم های دمدمی باری به هر جهت، هر جا که سرنوشت آنها را   ببرد، با کمال میل می روند و تازه سعی دارند دیگران را با خود همراه کنند.

اگر از این مدل آدم ها در اطرف خود دارید و از جوگیر شدن   آنها خسته شده اید، به جای اینکه تسلیمشان شوید، اطلاعات خود را راجع به موضوع   مورد نظر زیاد کنید، آنقدر که آنها از اطلاعات شما بمباران شوند.

یا متقاعد می شوند یا دست کم دست از سرتان برمی دارند.

11. مصرف کم   و به میزان مشخص از کافئین

کافئین را زیاد مصرف نکنید و هر بار هم که می خواهید مصرف   کنید، میزان مشخصی از آن را برای خود در نظر بگیرید.

مصرف بیش از اندازه کافئین بر عملکرد شناختی شما اثر منفی می   گذارد و برایش دردسر درست می کند.

22 روش ساده و سریع   برای بهتر زندگی کردن (2)

 

 

دغدغه ای به نام زندگی بهتر یا بهتر زندگی کردن، بین همه   انسان ها دغدغه ای مشترک است که البته راه حل های آن برخلاف خودش بین همه مشترک   نیست و هر کس تلاش می کند با روش خود زندگی اش را بهتر کند.

به گزارش بانکی دات آی آر، مطالعات دانشمندان و توصیه های   روانشناسان و مشاوران هم به مردم کمک می کند تا برای بهبود زندگی خود راحت تر   تصمیم بگیرند.

در این گزارش دو قسمتی برای شما از راه و روش هایی خواهیم   گفت که می تواند کمک حالتان در بهبود وضعیت زندگی باشد. لذت بردن از زندگی مهارتی   اکتسابی است که ما در این گزارش به بخشی از روش های شناخته شده آن می پردازیم.

 12. حرکت   دادن دست، ایما و اشاره، راه بهبود حافظه

مطالعات بر روی دو دسته دانش آموز نشان داد دسته ای از دانش   آموزان که مراحل یادگیری را با کمک حرکات دست و ایما و اشاره پشت سر گذاشته اند   به مراتب عملکرد بهتری نسبت به همتایانشان داشتند که به صورت معمول و بدون   استفاده از چنین حرکاتی آموزش دیده بودند.

زبان بدن به تقویت حافظه کمک می کند چون به تصویرسازی بهتر   از مسئله برای فرد کمک شایانی می نماید.

 13. تعهد   دادن به یک جمع، بهترین راه کاهش وزن

این ورزن کم کردن هم برای خیلی ها معضلی است که انگار پایانی   برایش وجود ندارد. جمله معروف "از شنبه شروع می کنم" را احتمالا   فراوان از کسانی که تنها فکر وزن کم کردن را در سر می پرورانند، شنیده اید.

اما حقیقت این است که هیچ شنبه ای بدون تعهد نمی تواند روز   آغاز وزن کم کردن باشد. بهترین راه این است که در یک جمع تعهد بدهید که در زمانی   مشخص مقدار معلوم از ورزن بدن خود را کم می کنید.

 

14. با   عزیزان بودن یا حتی فکر کردن به آنها، راه کاهش درد و رنج

هر کسی در این دنیا به مقدار ظرفیت و توان خود از درد و رنج   نصیبی دارد و به نوعی می توان گفت هر کسی در این دنیا به دردی گرفتار است.از طرفی هم هر کسی برای رفع رنج ها   و گرفتاری های خود  به دنبال راه حلی مناسب است. دیدن عزیزان و کسانی که   دوستشان دارید، یا حتی دیدن عکس آنها روش پیشنهادی ما به شما برای مقابله با درد   و رنج هاست.

15. دست به   سینه بودن، راه عملکرد بهتر:این را   ما نمی گوییم بلکه مطالعات علمی نشان داده که دست به سینه بودن آرامش بیشتری به   فرد می دهد و باعث می شود تا راحت تر و با فراغ بال فکر کند و این نوع فکر کردن   هم قطعا راه حل های بهتری را برای شخص به همراه خواهد داشت.

16. دوستی با   تنهایی، راه مقابله با آن

تنهایی، پدیده و حالتی است که افراد مختلف نسبت به آن واکنش   های گوناگونی دارند. برخی آن را دوست دارند، برخی صرفا با آن کنار می آیند و   برخی هم اصلا تحملش را ندارند.

دسته اول که تکلیفشان معلوم است، اما برای دسته دوم و به   ویژه دسته سوم راه حل وجود دارد تا از تنهایی شان لذت ببرند و آن دوستی با   تنهایی است. تعجب   نکنید لطفا! باور کنید می توان با تنهایی هم دوست شد تا از تنهایی درآمد.

17. فکر کردن   به خوب ها، راه کم شدن نگرانی ها

نیمه پر لیوان را دیدن به ویژه در شرایط و اوضاع کنونی زندگی   ما کار چندان ساده ای نیست، اما باور کنید امکانپذیر است و می شود با چشم باز   کردن به روی خوبی ها و پشت چشم نازک کردن برای سختی و بدی ها و پلشتی ها راحت تر   زندگی کرد.

18. نوشتن   احساسات، راه غلبه بر استرس

دست به قلم شوید. این یکی از بهترین راه هایی است که با   استفاده از آن می توانید هرچه دل تنگتان می خواهد بگویید. احساسات خود را روی   کاغذ بیاورید و قلمتان را رها کنید تا هر آنچه دوست دارد روی کاغذ بیاورد و بعد   از حس خوبی بهتان دست می دهد، لذت ببرید.

19. کمی   خودسر باشید

یکدندگی و لجبازی به خصوص اگر از حد و اندازه خود فراتر رود،   نتیجه ای جز پراندن اطرفیان و دوستان برای فرد ندارد و این یعنی تنهایی. اصولا   چنین آدم هایی هم به سادگی نمی توانند با تنهایی دوست شوند و به جای دوستی بیشتر   با تنهایی لج می کنند!

اما کمی خودسر بودن هم در زندگی لازم است، البته فقط کمی،   یعنی در مواقع لزوم. کمی تا قسمتی خودسر بودن به داشتن اقتدار در شما کمک می کند.

20. جای   شلوغ، جای مطالعه نیست:یا شلوغی و در جمع دوستان بودن یا   مطالعه. اگر سعی دارید این دو موضوع را با هم ترکیب کنید، بهتر است دست از تلاش   خود بردارید چون بی ثمر است.

اصرار بر مطالعه در جای شلوغ باعث می شود نه از مطالعه چیزی   دستگیرتان شود و نه زمان لازم برای با هم بودن را داشته باشید. به همین سادگی!

21. برای   دوست داشتنی تر شدن، وقت خود را در طبیعت بگذرانید

برای اینکه شخصیت محبوب و دوست داشتنی نزد دیگران داشته   باشید، سعی کنید وقت بیشتری را به طبعیت و طبیعت گردی اختصاص دهید.

دیدن طبیعت زیبا روحیه شما را لطیف می کند و روحیه لطیف هم   خواهان زیاد دارد. امتحان کنید، ضرری ندارد.

22. فرستادن   مشکلات داخل جعبه، راه کم شدن ناراحتی ها

مشکلات زیاد است، دست و پاگیر است، دردسر ساز است، اعصاب خوردکن   است، همه اینها قبول. اما می شود برای مشکلات جایگاه ویژه ای تعریف کرد. مثلا یک   جعبه!

مشکلات خود را به صورت MP3 درآورید و آنها را داخل یکی جعبه   بفرستید. البته   این به معنای بی خیالی نیست، بلکه هدف از این کار تنها کوچک شدن آنهاست.

هر چه سبکتر ، بهتر…

آدم هایی که شما را
بارها و بارها می آزارند

مانند کاغذ سمباده هستند
آنها شما را می خراشند
و آزار می دهند
اما در نهایت شما
صیقلی و براق
خواهید شد و آنها
مستهلک و فرسوده
پس چایت را بنوش ، نگران فردا نباش
از گندم زار من و تو ، مشتی کاه می ماند برای بادها
حالا هر چه سبکتر ، بهتر…

آیین زندگی



ساحل

ساحل دلت را به خدا بسپار ، خودش قشنگ ترین قایق را برایت می فرستد


راستی خدا ..

راستی خدا …"
دلم هوای دیروز را کرده
هوای روزهای کودکی را
دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم
… … آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد
… دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم
الفبای زندگی را
میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند
دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان
هر چه میخواهید بکشید
این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو

از زندگی لذت ببریم،

اگر قرار است از زندگی لذت ببریم،

الان وقتشه، نه فردا، نه ماه دیگه، نه سال دیگه….

امروز همیشه باید فوق العاده ترین روز زندگی تو باشد. "

زندگي زیباست


هر چی دلت میخواد بگو

الهی


زندگي

زندگي بايد كرد!
گاه با يك گل سرخ،گاه با يك دل تنگ،گاه با سوسوي اميدي كم رنگ،گاه با خوشه اي از عطر گل ياس
زندگي بايد كرد...
گاه با ناب ترين شعر زمان،گاه با ساده ترين قصه يك انسان
زندگي بايد كرد...
گاه با سايه ي ابري سرگردان،گاه با هاله اي از سوز پنهان،گاه بايد روييد از پس آن باران
گاه بايد خنديد بر غمي بي پايان
لحظه هايت بي غم...

روزگارت آرام...


تصــــــــاویــــــر اسلامــــی [تــــک عکـــس]

هفت پند مولانا:

هفت پند مولانا:
در بخشیدن خطای ‏دیگران مانند شب باش
در فروتنــی مانـــند زمـــین ‏باش
در مـــهر و دوستی مانند ‏خورشید باش
هــنگام خــشم و غضب مانند ‏کوه باش
در ســخاوت و کـمـک به‏ دیگــران مانند رود باش
در هماهنگی و کنار‏ آمدن با دیگران مانند دریا باش
خودت باش همانگونه که‏ مینمایی
پس از تعمق در این هفت‏ پند به این کلمات یک بار دیگر دقت کن :
شب ، زمین ، خورشید ،‏ کوه ، رود ، دریا و انسان‏
زیباترین‏ آفریده های پروردگار

جمله آخر

 
جمله آخر زیباست

پرستار، مردی با یونیفرم ارتشی و با ظاهری خسته و مضطرب را بالای سر بیماری

آورد و به پیرمردی که روی تخت دراز کشیده بود گفت: آقا پسر شما اینجاست

پرستار مجبور شد چند بار حرفش را تکرار کند تا بیمار چشمانش را باز کند.

پیرمرد به سختی چشمانش را باز کرد و در حالیکه بخاطر حمله قلبی درد

میکشید جوان یونیفرم پوشی که کنار چادر اکسیژن ایستاده بود را دید و دستش

را بسوی او دراز کرد و سرباز دست زمخت او را که در اثر سکته لمس شده بود

در دست گرفت وگرمی محبت را در آن حس کرد.

پرستار یک صندلی برایش آورد و سرباز توانست کنارتخت بنشیند و تمام طول شب

آن سرباز کنار تخت نشسته بود و در حالیکه نور ملایمی به آنها میتابید،

دست پیرمرد را گرفته بود و جملاتی از عشق و استقامت برایش میگفت. پس از

مدتی پرستار به او پیشنهاد کرد که کمی استراحت کند ولی او نپذیرفت. آن

سرباز هیچ توجهی به رفت و آمد پرستار، صداهای شبانه بیمارستان، آه و

ناله بیماران دیگر و صدای مخزن اکسیژن رسانی نداشت و در تمام مدت با

آرامش صحبت میکرد و پیرمرد در حال مرگ بدون آنکه چیزی بگوید تنها دست

پسرش را در تمام طول شب محکم گرفته بود.

در آخر، پیرمرد مرد و سرباز دست بیجان اورا رها کرد و رفت تا به پرستار

بگوید. منتظر ماند تا او کارهایش را انجام دهد.

وقتی پرستار آمد و دید پیرمرد مرده، شروع کرد به سرباز تسلیت و دلداری

دادن ولی سرباز حرف او را قطع کرد و پرسید: این مرد که بود؟

پرستار با حیرت جواب داد : پدرتون

سرباز گفت: نه اون پدر من نیست، من تا بحال اورا ندیده بودم

پرستار گفت: پس چرا وقتی من شما را پیش او بردم چیزی نگفتید؟

سرباز گفت: میدونم اشتباه شده بود ولی اون مرد به پسرش نیاز داشت و پسرش

اینجا نبود و وقتی دیدم او آنقدر مریض است که نمیتواند تشخیص دهد من پسرش

نیستم و چقدر به وجود من نیاز دارد تصمیم گرفتم بمانم. در هر صورت من

امشب آمده بودم اینجا تا آقای ویلیام گری را پیدا کنم. پسر ایشان

در جنگ کشته شده و من مامور شدم تا این خبر را به ایشان بدهم. راستی اسم

این پیرمرد چه بود؟

پرستار در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود

گفت: ویلیام گری

دفعه بعد زمانی که کسی به شما نیاز داشت فقط آنجا باشید و بمانيد .

ما انسانهائی نیستیم که در حال عبور از یک تجربه گذرای روحی باشیم بلکه

روحهائی هستیم که در حال عبور از یک تجربه گذرای بشری هستیم.

 

اعتماد به نفس

 اعتماد به نفس یعنی این...

دوست .....


 یاد دوست .....

شادی که گذشت غصه هم میگذرد

نه تو میمانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم ابادی به حباب نگران لبه یک رود قسم به کوتاهی

شادی که گذشت غصه هم میگذرد انچنانی که فقط خاطره ای میماند لحظه ها عریانند به تن لحظه

خود جامه اندوه نپوشان هرگز

دشمن خودتان



شما خطرناک‌ترین
دشمن خودتان هستید
http://goonagoon-groups.com/
بزرگترین دشمن شما کیست؟ اصلا تا حالا به این موضوع فکر کرده‌اید؟ شاید فکر می‌کنید دشمنی ندارید اما باید رازی را به شما بگوییم: شما بزرگ‌ترین دشمن خودتان هستید. حالا ٦ راهی که با خود دشمنی می‌کنید را در ادامه بخوانید .....
برای مدت طولانی من زندگی تک بعدی داشتم و فکر می‌کردم که فقط باید با روش خاصی زندگی کرد. سعی کردم اشتباهاتم را مرور کنم تا بفهمم چه عاملی سبب شده که موفق نشوم و فهمیدم که برای این که حس راحتی داشته باشم رویاهایم را فراموش کرده‌ام. باورهایم را نادیده گرفته و خودم را از عشق و خوشبختی با ممانعت از دستیابی به آنها محروم ساختم. اما بعد از مدتی که گذشت و به زندگی‌ام نگاه کردم با خود گفتم چرا زندگی این قدر پر از بدبختی است؟
واضح است که خودم را خیلی گم کرده بودم. سپس شروع کردم به تغییر دادن چیزهایی که در طول دهه قبل جزو عادت‌های من به شمار می‌رفتند که منجر به مشاجراتی با همسرم شد. نهایتا در حالی که اشک می‌ریخت به من گفت: "مارک تو خودت دشمن خودت هستی! خودت! ... همه چیز تقصیر خودت است. دیگر نمی‌توانم تسکین تو باشم، اگر بخواهی می‌توانی تغییر کنی اما لازم است که بخواهی و خواهش می‌کنم بخواه ...". و من پس از مدت‌ها کشمکش‌های درونی و مطالعات گسترده و حمایت‌های بی‌دریغ همسرم و چند نفر از دوستان، نهایتا توانستم خودم را پیدا کنم.
من می‌خواهم تجربیاتم را در اختیار شما قرار بدهم چون می‌دانم که شما نیز گاهی درگیری‌هایی با شیطان درون‌تان دارید. بعضی وقت‌ها افکار ما و تصمیم‌های همیشگی و روتین زندگی بزرگ‌ترین دشمن ما محسوب می‌شوند که باعث می‌شود من به شما یادآوری کنم که از آن برحذر باشید.
 
١) توقع رضایت همیشگی داشتن
در زندگی هیچ چیز ثابت و همیشگی نیست. همان طور که شادی مطلق وجود ندارد غم و اندوه مطلق نیز وجود ندارد. می‌توان گفت که تغییر در حس و حال ما وجود دارد که به طور مداوم بین شادی و غم در نوسان است. در هر زمانی به این فکر می‌کنیم که بعدا چه می‌شود و چه حسی خواهیم داشت؛ نوعی مقایسه بین میزان رضایت مندی خود در زمان‌های مختلف. در این مسیر، برخی از ما که حس غم و اندوه فراوانی داریم، پس از التیام آن می‌توانیم به اوج شادی و لذت برسیم. به عبارت دیگر شادی و غم لازم و ملزوم یکدیگرند؛ یکی باعث تقویت دیگری می‌شود. انسان‌ها باید بدبختی و بیچارگی را بشناسند تا قدر عافیت را بدانند.
نکته مهم تمرکز روی جنبه‌های خوب زندگی است. شاید شما همه لحظه‌های زندگی‌تان را آگاهانه سپری می‌کنید و شاید درک کرده باشید که همه خوشبختی که به دنبالش هستید را درهمان لحظه دارید. اگر حس می‌کنید که لحظه‌ای که در آن هستید بهتر از آن چیزی است که می‌توانست باشد، لذت شما بیش تر از حد و اندازه آن خواهد شد.
 
٢) وسواس در بررسی خطاهای فردی
تصور کنید که در دوره دبیرستان به سر می‌برید یک سال معدل‌تان الف، دو سال بعدی ب و سال بعد ج باشد. آیا شما روی داشتن معدل الف و یا ج زیاد فکر می‌کنید؟ آیا به خاطر معدل پایین خودتان را سرزنش می‌کنید؟ و یا در دوره‌ای که معدل‌تان پایین بود روی علایق و توانایی‌های شخصی خود تمرکز داشتید؟ من امیدوارم که متوجه ارزش طرز فکر دومی شده باشید.
هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید، به سه چیز مهم زندگی خود فکر کنید و زمانی که به بستر می‌روید که بخوابید ذهن‌تان را پر از فکر‌های مثبت و کارهای کوچکی که در طول روز به خوبی از پسش بر آمده‌اید کنید. موفقیت‌های خود را آزمایش کنید. قدرت تفکر خود را به سمتی هدایت کنید که باعث به وجود آمدن تاثیرات مثبت در زندگی شود. با خود مرور کنید که چه کارهایی را و چرا اغلب خوب انجام می‌دهید و خواهید دید که به طور طبیعی راه‌هایی را پیدا می‌کنید که کارهای دیگر را هم به درستی انجام دهید. مناسب‌ترین روش برای لذت بردن از موفقیت‌های زندگی این است که خود را به خاطر بی‌کفایتی در گذشته ملامت نکنید. اما در عوض، سعی کنید روی موفقیت‌های فعلی مانور دهید.
 
٣) داشتن زندگی روتین و مرده
رایج‌ترین و مخرب‌ترین اعتیاد در جهان ترسیم یک نوع زندگی راحت و روتین است. چرا وقتی ٤٠٠ کانال تلویزیونی داریم به دنبال فقط یک سبک زندگی هستید؟ شما مثل کامپیوتر نیستید که تراشه را روی برد نصب کرده و یک برنامه را اجرا کنید، زندگی چیز دیگری است. زندگی یعنی حیات. زندگی یعنی یادگیری و رشد با وجود هیجانات و استرس‌ها.
زندگی پر از معماهاست؛ بعضی از آنها هیچگاه به جواب نمی‌رسند. این تمایلات ذهن جستجو گراست که به دنبال پاسخ می‌گردد و در میان ناشناخته‌ها شجاعانه سیر می‌کند تا به جواب سوالات خود برسد و همین جستجوهاست که به زندگی معنا می‌بخشند. در نهایت، شما می‌توانید بقیه زندگی خود را با حس تاسف در باره خود ادامه دهید و روال زندگی خود را با بی‌تحرکی سپری کرده و یا می‌توانید همیشه از وجود شگفتی‌های زندگی متعجب شوید و از خود به خاطر تلاش برای حل مشکلات تشکر کنید. همه این ها فقط به ذهن خودتان بستگی دارد. اولین گام مشخص این است که خود را متقاعد کنید که از محدوده زندگی روتین خود خارج شوید.
 
٤) اعتقادات محدود کننده
شما از عقاید خود رنج نمی‌برید. شما از بی‌اعتقادی خود رنج می‌برید. اگر در خود هیچ امیدی حس نمی‌کنید، به این معنی نیست که هیچ امیدی وجود ندارد؛ فقط به این علت است که شما به وجود امید اعتقاد ندارید. از آنجایی که ذهن مسوول هدایت بدن است، نهایتا این ذهن است که باعث می‌شود رویایی به تحقق برسد و یا بالعکس. واقعیت زندگی شما بازتابی از اندیشه و تفکرات شماست و یکی از راه‌هایی است که باعث می‌شود هرچه که بدان باور دارید اتفاق بیافتد. بعضی وقت‌ها بهتر است آنچه را که فکر می‌کنید نمی‌توانید انجامش دهید حداقل تلاش‌تان را بکنید و در نهایت متوجه می‌شوید که شما واقعا می‌توانید. همه این‌ها از درون آغاز می‌شود. شما افکارتان را تنظیم می‌کنید و تنها کسی که می‌تواند سر پا نگه‌تان دارد، خود شما هستید.
 
٥) مقاومت در برابر ریسک پذیری
عشق و خوشبختی با ریسک همراهند. ریسک پذیری یکی از مزایایی است که باعث می‌شود آغوش‌تان را به دنیای زیبایی‌ها و فرصت‌ها باز کنید. ریسک پذیر بودن به معنی نقطه ضعف نشان دادن نیست، به معنی نشان دادن بخش‌هایی از وجودتان است که تا قبل از این آن را نادیده می‌گرفتید. به معنی روبرو شدن با دنیای بیرون با قلبی پذیرا و پر از صداقت است و گفتن این جمله به دنیا که: "من همین هستم. یا مرا همین گونه قبولم کن و یا ترکم کن".
خیلی سخت است که آگاهانه به دنبال خطر برویم. چرا؟ برای این که همراه با آسیب‌هایی است. اگر شما چهره واقعی‌تان را نشان دهید، این امکان وجود دارد که کسی شما را درک نکند و حتی پس بزند. ترس از چنین عواقبی آن قدر زیاد است که شما مجبورید برای محافظت از خود همیشه پشت نقاب مخفی شوید. اما دقیقا این تنها یک درد مداوم است که شما سعی می‌کنید از آن فرار کنید. از آنجایی که عشق و خوشبختی نیازمند ریسک پذیری هستند، اگر این ریسک را از خود دور کنید درواقع لذت‌های زندگی را از خود دور کرده‌اید.
 
٦) از دیگران انتظار زیادی داشتن
همیشه این ذهنیت با شما همراه است که کارها باید چگونه انجام شوند. این ذهنیت باعث می‌شود که از واقعیت دور بمانید و باعث می‌شود که از درک واقعی خوبی‌های زندگی اجتناب کنید. راه حلش؟ ساده است. از توقعات خود کم کنید. قدر هر آنچه که دارید را بدانید. بهترین‌ها را بخواهید اما توقع‌تان را کم کنید. شما مجبورید که با واقعیت به جای جنگیدن، کنار بیایید. اجازه ندهید که سطح انتظارات شما مانع دیدن خوبی‌ها و اتفاقات زندگی‌تان شود. زمانی که از سطح توقعات خود از دیگران و چیزهای دیگر کم کنید، می‌توانید از ماهیت واقعی آنها همان گونه که هستند لذت ببرید.
 
اکنون نوبت شماست، شما چگونه با خودتان دشمنی می‌کنید؟ به ما هم بگویید.
 
 
بر اساس نوشته‌های مارک چرنوف

اخلاق


پند های لقمان



هر زمان شایعه ای روشنید

هر زمان شایعه ای روشنیدیدو یا خواستید شایعه ای را تکرار کنید این فلسفه را در ذهن خود داشته باشید!

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود. روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود،با هیجان نزد او آمد و گفت:سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد:"لحظه ای صبر کن.قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی."مرد پرسید:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی،لحظه ای آنچه را که قصدگفتنش را داری امتحان کنیم.

اولین پرسش حقیقت است.کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنیده ام."سقراط گفت:"بسیار خوب،پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست.

حالا بیا پرسش دوم را بگویم،"پرسش خوبی"آنچه را که در موردشاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"سقراط ادامه داد:"پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درموردآن مطمئن هم نیستی بگویی؟"مردکمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"سقراط نتیجه گیری کرد:"اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت داردونه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من می گویی؟

بگذار منتـظـر بمانند ...


به قول حسین پناهی:

می دانی ، یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی "تـعطیــل است" و بچسبانی پشت

شیشه ی افـکارت، باید به خودت استراحت بدهی، دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به

آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی، در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی

ذهنت صف کشیده اند، آن وقت با خودت بگویـی :

بگذار منتـظـر بمانند ...

جــــاده هـــای زنــــــدگـی

 جــــاده هـــای زنــــــدگـی را خـــدا هـــمـوار میـکــنـد . .

کــــــار مــــا فـــقـــط بـــــرداشــــتـن ســـنــگ ریـــــزه هـــاسـت . . .




آرمان ها

                                   

 

در قلب هر انسانی آرمانی است

بسته به قلب ها

گاه به بزرگی دنیای پیش رو

وگاه به اندازه ی دنیای کنونی

برای رسیدن به آرمانی بزرگ

و حتی برای داشتن آرمانی بزرگ

چقدر جنگیده ای؟

چقدر به خود اندیشیده ای؟

خود را یافته ای ؟

می توانی از خود رها شوی؟

می توانی به خود فراموشی برسی؟

وچندین سوال دیگر

سخت است یافتن و فراموش کردن

سخت است رسیدن

ولی بدان که

رسیدن ممکن است

وغیر ممکن غیر ممکن است.

 

برای از خود رها شدن و برای فراموشی خود برای نیست شدن

و حتی برای داشتن آرمانی بزرگ به خود شناسی نیاز دارم

، ولی مانده ام چگونه باید به خود شناسی رسید؟؟ ؟

متولد کدام ماهی


تفاوت میان پیر شدن و رشد کردن

تفاوت میان پیر شدن و رشد کردن      
در اولین جلسه دانشگاه استاد، خودش را معرفی نمود و از ما خواست كه كسی را بیابیم كه تا به حال با او آشنا نشده ایم، برای نگاه كردن به اطراف ایستادم، در آن هنگام دستی به آرامی شانه‌ام را لمس نمود، برگشتم و خانم مسن كوچكی را دیدم كه با خوشرویی و لبخندی كه وجود بی‌عیب او را نمایش می‌داد، به من نگاه می‌كرد .

او گفت: "سلام عزیزم، نام من رز است، هشتاد و هفت سال دارم، آیا می‌توانم تو را در آغوش بگیرم؟"

پاسخ دادم: "البته كه می‌توانید"، و او مرا در آغوش خود فشرد.

پرسیدم: "چطور شما در چنین سن جوانی به دانشگاه آمده اید؟"

به شوخی پاسخ داد: "من اینجا هستم تا یك شوهر پولدار پیدا كنم، ازدواج كرده یك جفت بچه بیاورم، سپس بازنشسته شده و مسافرت نمایم."

پرسیدم: "نه، جداً چه چیزی باعث شده؟" كنجكاو بودم كه بفهمم چه انگیزه‌ای باعث شده او این مبارزه را انتخاب نماید.

به من گفت: "همیشه رویای داشتن تحصیلات دانشگاهی را داشتم و حالا، یكی دارم."

پس از كلاس به اتفاق تا ساختمان اتحادیه دانشجویی قدم زدیم و در یك كافه گلاسه سهیم شدیم،‌ ما به طور اتفاقی دوست شده بودیم، ‌برای سه ماه ما هر روز با هم كلاس را ترك می‌كردیم، او در طول یكسال شهره كالج شد و به راحتی هر كجا كه می‌رفت، دوست پیدا می‌كرد، او عاشق این بود كه به این لباس درآید و از توجهاتی كه سایر دانشجویان به او می‌نمودند، لذت می‌برد، او اینگونه زندگی می‌كرد.

در پایان آن ترم ما از رز دعوت كردیم تا در میهمانی ما سخنرانی نماید، من هرگز چیزی را كه او به ما گفت، فراموش نخواهم كرد، وقتی او را معرفی كردند، در حالی كه داشت خود را برای سخنرانی از پیش مهیا شده‌اش، آماده می‌كرد، به سوی جایگاه رفت، تعدادی از برگه‌های متون سخنرانی‌اش بروی زمین افتادند، آزرده و كمی دست پاچه به سوی میكروفون برگشته و به سادگی گفت:

عذر می‌خواهم، من بسیار وحشتزده شده‌ام بنابراین سخنرانی خود را ایراد نخواهم كرد، اما به من اجازه دهید كه تنها چیزی را كه می‌دانم، به شما بگویم

او گلویش را صاف نموده و‌ آغاز كرد:

ما بازی را متوقف نمی‌كنیم چون كه پیر شده‌ایم، ما پیر می‌شویم زیرا كه از بازی دست می‌كشیم، تنها یك راه برای جوان ماندن، شاد بودن و دست یابی به موفقیت وجود دارد، شما باید بخندید و هر روز رضایت پیدا كنید.

ما عادت كردیم كه رویایی داشته باشیم، وقتی رویاهایمان را از دست می‌دهیم، می‌میریم، انسانهای زیادی در اطرافمان پرسه می‌زنند كه مرده اند و حتی خود نمی‌دانند، تفاوت بسیار بزرگی بین پیر شدن و رشد كردن وجود دارد، اگر من كه هشتاد و هفت ساله هستم برای مدت یكسال در تخت خواب و بدون هیچ كار ثمربخشی بمانم، هشتاد و هشت ساله خواهم شد، هركسی می‌تواند پیر شود، آن نیاز به هیچ استعداد خدادادی یا توانایی ندارد، رشد كردن همیشه با یافتن فرصت ها برای تغییر همراه است.

متأسف نباشید، یك فرد سالخورده معمولاً برای كارهایی كه انجام داده تأسف نمی‌خورد، بلكه برای كارهایی كه انجام نداده تاسف می خورد.

او به سخنرانی اش با ایراد «سرود شجاعان»پایان بخشید و از فرد فرد ما دعوت كرد كه سرودها را خوانده و آنها را در زندگی خود پیاده نماییم.

در انتهای سال، رز دانشگاهی را كه سالها قبل آغاز كرده بود، به اتمام رساند، یك هفته پس از فارغ التحصیلی رز با آرامش در خواب فوت كرد، بیش از دو هزار دانشجو در مراسم خاكسپاری او شركت كردند، به احترام خانمی شگفت‌انگیز كه با عمل خود برای دیگران سرمشقی شد كه هیچ وقت برای تحقق همه آن چیزهایی كه می‌توانید باشید، دیر نیست.نقل از:http://www.umic.ir/

نظم این جهان پهناور


نظم این جهان پهناور را ،از ( ژرفای اقیانوسها، تا کهکشان های بی انتها ) میتوان دید.

یادتان باشد

 همیشه یادتان باشد که زندگی پیشکشی است برای شادمانی و خوب زیستن،

لبخند زیباترین آرایش هر فرد است و مثبت اندیشی کلید خوشبختی.

زندگی کوتاه تر از آن است که خود را بخاطر مسائل بی ارزش دچار استرس کنید.

از همه لحظه های عمرتان لذت ببرید، کمتر قضاوت کنید و بیشتر بپذیرید

و مادامی که به کسی آسیب نمی رسانید همانگونه که دوست دارید زندگی کنید

و اهمیت ندهید که دیگران درباره شما چگونه فکر می کنند و چه می

گویند.

نماز


پیامبر (ص ) :اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قلبه الی الله تعالی انصرف کیوم ولدته امه
هنگامی که انسان برای نماز می ایستد، اگر همه توجه اش و قلبش به سوی خدا باشد، در حالی نمازش تمام می شود، که مثل روزی است که پاک به دنیا آمده .
( محجة البیضاء، ج 1، ص 382 )

بهترين مدير

بهترين مدير فردي است كه در انتخاب بهترين افراد براي انجام كار موردنظر درك كافي داشته باشد و به اندازه كافي خويشتن داري داشته باشد كه وقتي آنان در حال انجام كار هستند در كار آنان دخالت نكند.


The best executive is the one who has sense enough to pick good men to do what he wants done, and self-restraint enough to keep from meddling with them while they do it.

پيروز


اگر مي‌خواهيد يك فرمانده شكست بخورد يك كتاب پر از دستورالعمل به او دهيد؛ اگر مي‌خواهيد پيروز شود، يك مقصد به او نشان دهيد و دستور دهيد آن را تسخير كند.

If you wish a general to be beaten, send him a ream full of instructions; if you wish him to succeed, give him a destination, and bid him conquer.

ﺧﺪﺍﯾـــــــــــ ــﺎ؛


ﺧﺪﺍﯾـــــــــــ ــﺎ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺷﺒﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺷﮑﺮ ﺳﺮ ﺑﺮ
ﺑﺎﻟﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﺻﺒﺤﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺳﻼﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ
ﺁﻏﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺷﺎﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺕ
ﻧﺒﻮﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ
ﻭ ﻣﻦ ﺑﻪ ﺷﺎﻧﺲ ﻧﺴﺒﺘﺶ ﺩﺍﺩﻡ؛
ﺑﺎﺑﺖ ﻫﺮ ﮔﺮﻩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻢ ﮐﻮﺭ ﺷﺪ ﻭ
ﻣﻘﺼﺮ ﺭﺍ ﺗﻮ ﺩﺍﻧﺴﺘﻢ؛
ﻣﺮﺍ ﺑﺒﺨﺶ ..

معرفت

 
بعضی وقت ها خدا؛
درهای رحمتش رو یه خورده باز می کنه؛

تا بتونی از لای در، رحمت هاشو ببینی؛

ولی نمی تونی بهشون دست بزنی؛

چون روی در، قفلی به نام حکمته ...

لبخند


درس خدا

تو کلاس درس خدا

اونیکه ناشکرى میکنه"رد میشه

اونیکه ناله میکنه"تجدیده

اونیکه صبر میکنه"قبوله

اونیکه شکر میکنه"شاگرد ممتاز میشه

من دعا میکنم

همیشه شاگرد ممتاز خدا بشى

 

شماهم دعا کن با هم تو یه کلاس باشیم..

زندگی


اگر روزی محبت کردی بی منت

لذت بردی بی گناه

بخشیدی بدون شرط


بدان آن روز را زندگی کرده ای


عکس در حال بارگذاری است. لطفا چند لحظه صبر کنید.

هدیه

 

 

 

 



خدایا

 

فرصت

اشتباه و فرصت
در یکی از رستوران هایی که در کوهپایه های اسکاتلند قرار دارد، گروهی ماهیگیر دور هم جمع شده و در حال خوردن قهوه گپ زدن بودند. درست در لحظه ای که یکی از ماهیگیران با دستش در حال نشان دادن اندازه ی ماهی بزرگی بود که از تورشان در رفته بود، پیشخدمتی از کنار او گذشت و ضربه ی دست او باعث شد که قهو ه داخل لیوان به دیوار سفید رستوران پاشیده شود و لکه ی سیاه آن شروع به پایین آمدن از روی دیوار کند. پیشخدمت با دیدن منظره بی درنگ دستمالی از پیشبند خود بیرون کشید و به تمیز کردن آن پرداخت، اما لکه ی سیاه قهوه از روی دیوار زدوده نشد. در آن لحظه ، مردی از پشت یکی از میزهای رستوران بلند شد و به سمت لکه ی سیاه رفت. او یک مداد شمعی از جیب خود درآورد و در حالی که همه به او خیره شده بودند، شروع به کشیدن طرحی روی لکه ی سیاه کرد. چند دقیقه ای نگذشته بود که تصویر زیبایی از یک گوزن با شاخهای بلند روی آن دیوار نقش بست. این هنرمند فرزانه کسی جز ” ادوین لندسر” نبود. او در زمان خود از پیشگامان نقاشی حیوانات در انگلیس بود.

مرتکب اشتباه شدن در زندگی همه ی ما وجود دارد، اما در زندگی هستند کسانی که اشتباه را با آغوش باز می پذیرند، آن را تغییر می دهند و به چیزی دلپذیر تبدیل می کنند

راه رفتن بیاموز

وقتی راه رفتن آموختی ،دویدن بیاموز.وقتی دویدن آموختی،پرواز را


راه رفتن بیاموز،زیرا راههایی که میروی جزئی از تو میشودو سرزمینهایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند.

به خودت اعتماد داشته باش


دویدن بیاموز،چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر.


و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی،برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی...

دعا

خداوندا....
به دل نگیر اگر گاهی
زبانم از شکرت باز می ایستد !!...
تقصیری ندارد...
قاصر است...
کم می آورد در برابر بزرگی ات...
لکنت می گیرند واژه هایم در برابرت..
در دلم اما همیشه
ذکر خیرت جاریست !!....

************************

مارا به دعا کاش فراموش نسازند رندان سحر خیز که صاحب نفس اند!

خیر، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنیا و آخرت، توشه راهتان باد.

زندگی یك فهم است ...

زندگی یك فهم است ...

فكر زنجیر كنی یا پرواز ...


در همان خواهی ماند ... !


پسندیده اند :

پروردگارا

پروردگارا صلح را بر زمینمان حاکم کن
گزند و آزار را از میان انسانها دور دار
گشاده دستی و بخشش را در بین انسانها فراوان کن
خرد را رهنمای زندگیمان کن
و در دعاها همیشه با خلوص مهر و صلح و صفا را بر لبانمان جاری ساز .

 
بهانه ای برای هم اندیشی

افکار

برجسته ساختن نقاط قوت

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.
پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند.
اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند
با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟
سرانجام یکی از نقاشان گفت که می‌تواند این کار را انجام دهد
و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد.
نقاشی او فوق‌العاده بود و همه را غافلگیر کرد.
او شاه را در حالتی نقاشی کرد که یک شکار را مورد هدف قرار داده بود؛
نشانه‌گیری با یک چشم بسته و یک پای خم شده.
چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری نقاشی کنیم؛
پنهان کردن نقاط ضعف و برجسته ساختن نقاط قوت آنان.!

لبخند

๑۩۞۩๑ .....بیایید شاد باشیم و بخندیم ....๑۩۞۩๑

غم دنيا نخواهد يافت پايان
خوشا در بر رخ شادي‌گشايان

خوشا دل‌هاي خوش، جان‌هاي خرسند
خوشا نيروي هستي‌زاي لبخند

خوشا لبخند شادي‌آفرينان
كه شادي رويد از لبخند اينان

نمي‌داني- دريغا- چيست شادي
كه مي‌گويي: به گيتي نيست شادي

نه شادي از هوا بارد چو باران
كه جامي پر كني از جويباران

๑۩۞۩๑ .....بیایید شاد باشیم و بخندیم ....๑۩۞۩๑

زندگی مثل

زندگی مثل شطرنجه

♖♘♗♕♔♗♘♖
♙♙♙♙♙♙♙♙
╗════════╔
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
╝════════╚
♟♟♟♟♟♟♟♟
♜♞♝♛♚♝♞♜

با کوچکترین اشتباه کیش میشی

و

با تکرارش مات.

روی این جمله‌ها خوب تأمّل كن

زیباترین آرایش برای لبان شما، راستگویی

برای صدای شما، دعا به درگاه خداوند

برای چشمان شما، رحم و شفقت

برای دستان شما، بخشش

برای قلب شما، عشق

و برای زندگی شما، دوستی‌هاست.

هیچ‌کس نمی‌تواند به عقب برگردد و همه چیز را از نو شروع کند؛

ولی هر کسی می‌تواند از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزند.

خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این‌که حتما روزهای ما بدون غم بگذرد،

خنده باشد بدون هیچ غصه‌ای، یا خورشید باشد بی هیچ بارانی، نداده است؛

ولی به ما قول داده که اگر در مقابل مشکلات استقامت داشته باشیم، تحمل سختی‌ها را برایمان آسان می‌کند

و چراغ راهمان می‌شود.

ناامیدی‌ها به دست‌اندازهای یک جاده می‌مانند كه ممکن است باعث کم شدن سرعتت در زندگی شوند؛

ولی در عوض بعد از آن، از جاده‌ای صاف و بدون دست‌انداز، بیشتر لذت خواهی برد.

بنابراین روی دست‌اندازها و ناهمواری‌ها خیلی توقف نکن؛

به راهت ادامه بده.

وقتی به آن‌چه می‌خواستی نرسیده‌ای و احساس شكست می‌كنی، ناراحت نشو؛

حتما خداوند صلاح تو را در این دانسته و برایت آینده بهتری رقم زده است.

وقتی یك اتفاق خوب یا بد برایت می‌افتد، همیشه

دنبال این باش که چه معنی و حکمتی در آن نهفته هست.

برای هر اتفاقی در زندگی، دلیلی وجود دارد

که به تو می‌آموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری.

تو نمی‌توانی کسی را مجبور کنی که تو را دوست داشته باشد؛

تمام کاری که می‌توانی انجام بدهی، آن است که تبدیل به آدمی شوی که لایق دوست داشتن است

و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو را بداند.

بهتر است غرورت را به خاطر کسی که دوست داری، از دست بدهی تا این‌که

کسی را که دوست داری، به خاطر غرورت از دست بدهی!

ما معمولا زمان زیادی را صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن

یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشته‌ایم، می‌کنیم.

باید به جای این کار،

در عشقی که داریم ابراز می‌کنیم، کامل باشیم.

هیچ‌وقت دوست قدیمی‌ات را ترک نکن

چون هیچ زمانی کسی جای او را نخواهد گرفت.

وقتی مردم پشت سرت حرف می‌زنند، چه مفهومی دارد؟

خیلی ساده است! یعنی این که تو دو قدم از آنها جلوتری!

Tulips? OOOOOOOH Holland - Lisse, Zuid Holland

روزی که آلبرت انیشتن از آن میترسید احتمالاً بالاخره رسید:

روزی که آلبرت انیشتن از آن میترسید احتمالاً بالاخره رسید:
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!

دور هم در کافی شاپ در حال خوردن قهوه
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!

یک روز زیبا در ساحل
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!

هواداری تیم محبوب
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!
یک شام دلچسب در یک رستوران با همراهی دوستان
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!
یک قرار دو نفره برای آشنایی بیشتر با روحیات یکدیگر

رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!
لذت بردن از یک همراهی دوستانه
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!
دیدار یک موزه با دیدنیهای بسیار جالب
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!
درس خواندن دستجمعی
رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!

دو دوست قدیمی در پارک در کنار هم

رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!
یک قرار عاشقانه و لذت بخش


رروزی که آلبرت انیشتین از رسیدن آن می ترسید!
من از روزی میترسم که تکنولوژی از تعامل انسانی پیشی بگیرد. چنین روزی ، جهان نسلی از احمقها خواهد داشت.

از رحمت خدا نا امید نشید

گفتم: خسته ام
گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
.:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/۵)

گفتم: غیر از تو کسی رو ندارم
گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
.:: ما از رگ گردن به انسان نزدیک تریم (ق/۱۶)

گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی!
گفتی: فاذکرونی اذکرکم
.:: منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/۱۵۲)

گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفتی: و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا
.:: تو چه می دونی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/۶۳)

زندگی یک هدیه است

زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو.
زندگی یک معادله است موازنه کن
زندگی یک معما است آن را حل کن.
زندگی یک تجربه است آن را مرور کن.
زندگی یک مبارزه است قبول کن.
زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن.
زندگی یک سوال است آن را جواب بده.
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.
زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.
زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.
زندگی یک دوربین است سعی کن با صورت خندان و شاد با آن روبرو بشی .
زندگی هدیه ای است که خدا در هنگام تولد به ما تقدیم می کند.
زندگی آغاز یک راه است بسوی افتخار و سربلندی، یا انحراف و سرافکندگی.
زندگی دشتی است که سبزه های آن نمایانگر زیبایی اند و دریایش نشان از عمر دارد بلندیهای آن شدائد زندگی است و سرانجام پاییزش فانی بودن این دنیا را به نمایش میگذارد.
زندگی پازلی از ترکیب همین ثانیه هاست.
زندگی نتیجه ای است که از حل معمای ثانیه ها حاصل می گردد.
زندگی تئاتری است در حد واقعیت و ما بازیگران واقعی این تئاتر هستیم.
زندگی ترکیبی از تنوع است، پس متنوع اش ساز.
زندگی برد و باخت نیست، بردن در عین باختن است.
و چه زیبا :
مفهوم زندگی در نهاد خودش نهفته است، زندگی شعله شمعی است در بزم وجود، که به نسیم مژه بر هم زدنی خاموش است ...
و در آخر:
زندگی با همه ناملایمات اش دوست داشتنی است چون هدیه ای از جانب پروردگار است ...

نکته های زندگی

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داريم؛ راحتی بيشتر اما زمان کمتر
    

 
بدون ملاحظه ايام را می گذرانيم، خيلی کم می خنديم، خيلی تند رانندگی می کنيم، خيلی زود عصبانی می شويم، تا ديروقت بيدار می مانيم، خيلی خسته از خواب برمی خيزيم، خيلی کم مطالعه می کنيم، اغلب اوقات تلويزيون نگاه می کنيم و خيلی بندرت دعا می کنيم 

 
زندگی ساختن را ياد گرفته ايم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ايم و نه زندگی را به سالهای عمرمان
    


 
  ما ساختمانهای بلندتر داريم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما ديدگاه های باريکتر
    

 
بيشتر مي نويسيم اما کمتر ياد مي گيريم، بيشتر برنامه مي ريزيم اما کمتر به انجام  مي رسانيم
 
عجله کردن را آموخته ايم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داريم اما اصول اخلاقی پايين تر
        

 
بدين دليل است که پيشنهاد مي کنم از امروز شما هيچ چيز را برای موقعيتهای خاص نگذاريد، زيرا هر روز زندگی يک موقعيت خاص است
      

زمان بيشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانيد، غذای مورد علاقه تان را بخوريد و جاهايی را که دوست داريد ببينيد
زندگی فقط حفظ بقاء نيست، بلکه زنجيره ای ازلحظه های لذتبخش است
   

 
 
از جام کريستال خود استفاده کنيد، بهترين عطرتان را برای روز مبادا نگه نداريد و هر لحظه که دوست داريد از آن استفاده کنيد
        

بياييد به خانواده و دوستانمان بگوييم که چقدر آنها را دوست داريم. هيچ چيزی را که مي تواند به خنده و شادی شما بيفزايد به تاُخير نيندازيد
           

 

از ادیسون درس  بگیرید!

بی‌شک توماس ادیسون یکی از بزرگترین و سخت کوش ترین مخترع های جهان است و اختراعات او بر زندگی امروزی ما تاثیرات بسیاری گذاشته است و خیلی از چیز هایی که امروزه از آنها استفاده می‌کنیم را به نوعی مدیون ادیسون و امثال او هستیم حتی وبلاگ نویسی! او اختراعات بسیار زیادی کرد که یکی از مهمترین آنها لامپ روشنایی است. در زیر یازده نقل قول از ادیسون و اینکه چه طور می‌شود از آنها در وبلاگ نویسی استفاده کرد آمده است که خواندنش خالی از لطف نیست.
 

۱- با یک نیاز شروع کنید:

«من هرگز چیزی را قبل از اینکه فکر کنم چه فایده هایی می‌تواند برای مردم داشته باشد اختراع نکردم. فکر کردم جهان چه چیزی نیاز دارد و سپس به اختراع پرداختم»

هیچ وبلاگی موفق نمی‌شود مگر چیزی را عرضه کند که مردم به آن نیاز داشته باشند. آن چیز می‌تواند در زمینه های مختلف باشد حتی جوک و بازی هم جزو نیاز های مردم برای سرگرم شدن محسوب می‌شوند. اگر چیزی عرضه کنید که به درد هیچ کس نخورد طبیعی است که هیچ کس سراغتان نخواهد آمد. فکر کنید مردم چه می‌خواهند سپس انجامش دهید.

۲- گول نخورید:

«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست ، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه‌ی خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیز هایی از قبیل برنامه ریزی ، هماهنگی ، ذکاوت ، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.»

خیلی راحت می‌توانید وقتتان را به عنوان یک وبلاگ نویس فعال به هدر دهید. غرق کار هایی می‌شوید که به نظر مهم می‌آیند ولی فقط وقت و پولتان را از شما می‌گیرند و در عوض چیزی بهتان نمی‌دهند. سعی کنید با دید باز مسائل را بررسی کنید و دنبال چیزی بروید که در آینده چیزی برایتان بیاورد.

۳- سخت کوش و صبور باشید:

«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.»

اگر واقعآ چیز خوبی عرضه کنید مردم شما را پیدا خواهند کرد ، باید صبر داشته باشید. شما تلاش می‌کنید و مطالب خوب آماده می‌کنید بعد صبر می‌کنید تا موتور های جستجو شما را ایندکس کنند و مردم با وبلاگتان آشنا شوند و به شما اعتماد کنند و… گوگل از روز اول میلیون ها بازدید روزانه نداشت!ف

۴- تلاش یک الزام است:

«نبوغ یک درصد ذاتی و نود و نه درصد به دست آوردنی است.»

اینکه یک ایده‌ی ناب داشته باشید تازه اول راه است. برای اینکه آن ایده‌ی بزرگ را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کنید باید زحمت زیادی بکشید. گوگل چهار سال بعد از یاهو و بیست و یک سال بعد از مایکروسافت تاسیس شد!

۵- شکست شما را به موفقیت نزدیک‌تر می‌کند:

«من شکست نخوردم بلکه ده هزار راه اشتباه را پیدا کردم.»

هر پستی که می‌نویسید ، هر راه و ابزاری که برای تبلیغ وبلاگ خود استفاده می‌کنید باعث با تجربه تر شدن شما می‌شود. هر راهی یاد می‌گیرید که اشتباه است شما را یک پله به پیدا کردن راه درست نزدیک تر می‌کند. راه های مختلف را امتحان کنید تا به موفقیت برسید.

۶-ما توانایی انجام کار های فوق العاده را داریم:

«اگر ما به اندازه‌ی توانمان تلاش کرده بودیم الان خیلی خیلی شگفت زده تر بودیم.»

با «نمی‌شود» و «من نمی‌تونم» خودتان را اسیر نکنید. شما چیزی در سر دارید که هیچ کس دیگر ندارد و یکتا است. فقط راه درست استفاده از آن را پیدا کنید و همانی باشید که برایش ساخته شده‌اید ، خودتان خواهید دید….

۷- گاهی شکست شروع موفقیت است:

«فقط چون چیزی کاری که شما ازش می‌خواهید را انجام نمی‌دهد به این معنی نیست که به درد نخور است.»

یکی از مزیت های وبلاگ این است که وقتی چیزی آن طور که شما می‌خواهید پیش نرود باز هم می‌تواند به یک موفقیت تبدیل شود. Darren Rowse نویسنده وبلاگ معروف Problogger ابتدا یک فوتوبلاگ داشت که هیچ کس به آن اهمیت نمی‌داد ولی نقد هایی که برای دوربین های مختلف در کنار عکس ها می‌نوشت مورد توجه قرار می‌گرفت. درست است که فوتوبلاگ او شکست خورد ولی این باعث شد حالا به یک وبلاگ نویس تمام وقت تبدیل شود و برای خودش از آن چه علاقه دارد بنویسد و پول پارو کند.

۸- زود تسلیم نشوید:

«مهم‌ترین نقطه ضعف ما زود تسلیم شدن است ، معمول ترین راه موفقیت فقط یک بار دیگر امتحان کردن است.»

خیلی از وبلاگ ها بعد از دو سه ماه خالی می‌مانند و قبل از اینکه به یاد کسی بیایند از یاد ها می‌روند. یک وبلاگ برای اینکه واقعآ به موفقیت برسد به سه سال یا حتی بیشتر زمان نیاز دارد و در این مدت مسلمآ شکست هایی هم تجربه خواهند شد.

۹- از کاری که می‌کنید لذت ببرید:

«من حتی یک روز هم در زندگی‌ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.»

راجع به چیزی بنویسید که در آن مهارت دارید و به آن عشق می‌ورزید. هرچند این موفقیت را تضمین نمی‌کند ولی وبلاگ نویسی را بسیار لذت بخش تر می‌کند و باعث می‌شود زود از آن دست نکشید.

۱۰- خلاق باشید:

«برای داشتن یک ایده‌ی ناب کلی ایده داشته باش.»

همیشه وقتی را اختصاص دهید تا فکر های خلاقانه بکنید ، شهامت داشته باشید که بلند پروازی کنید ، فکر کنید حداقل در محیط مجازی قدرت هر کاری که بخواهید بکنید را دارید اما خیال پردازی نکنید و ایده هایتان را از زاویه های مختلف ببینید. گاهی آدم فکر می‌کند ایده‌اش خیلی تک است ولی این فقط یک تصور غلط است. و البته که همه‌ی ایده ها به موفقیت ختم نمی‌شوند پس باید کلی ایده داشته باشید و بهترین ها را گلچین کنید. خلاقیت در کنار واقع گرایی!

۱۱- وسواس نداشته باشید:

«برای اختراع کردن یک قوه‌ی تصور قوی نیاز دارید و مقداری خرت و پرت!»

خیلی از وبلاگ نویس ها یا کسانی که می‌خواهند سایتی راه بیاندازند فکر می‌کنند باید حتمآ باید با بهترین قالب بهترین دامین و بهترین سیستم روی کار بیایند و این باعث می‌شود هیچ وقت روی کار نیایند!
اکثر وبلاگ نویس های موفق ابتدا از یک سرویس رایگان وبلاگ نویسی و یک قالب ساده‌ی پیش‌فرض شروع کرده‌اند چون دلیل موفقیت آنها چیز دیگری بوده است ، ایده های خوب و سخت کوشی. وقتی با اینها به موفقیت ابتدایی رسیدید قالب و دامین خوب هم کمکتان خواهد کرد.

 
به جان خودت بیفت!

خودت، خودت را بساز!

وگرنه «دیگران» به تو «شکل» می‌دهند....


پسندیده اند :

هم رنگ جماعت

کسی که همیشه هم رنگ جماعت می شود معمولا فراتر از آنها پیش نمی رود، کسانی که تنها مسیری را طی

می کنند احتمالا به جاهایی می روند که کسی قبلا در آنجا نبوده است.- آلبرت اینشتین -

آرمان ها

در قلب هر انسانی آرمانی است

بسته به قلب ها

گاه به بزرگی دنیای پیش رو

وگاه به اندازه ی دنیای کنونی

برای رسیدن به آرمانی بزرگ

و حتی برای داشتن آرمانی بزرگ

چقدر جنگیده ای؟

چقدر به خود اندیشیده ای؟

خود را یافته ای ؟

می توانی از خود رها شوی؟

می توانی به خود فراموشی برسی؟

وچندین سوال دیگر

سخت است یافتن و فراموش کردن

سخت است رسیدن

ولی بدان که

رسیدن ممکن است

وغیر ممکن غیر ممکن است.

 برای از خود رها شدن و برای فراموشی خود برای نیست شدن

و حتی برای داشتن آرمانی بزرگ به خود شناسی نیاز دارم

، ولی مانده ام چگونه باید به خود شناسی رسید؟؟ ؟

خدایا

خدایا
بابت هر شبی که بی شکر تو سر به بالین نهادم
بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم
بابت لحظات شادی که به یادت نبودم
بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم
بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر تو را دانستم
              مرا  ببخش    

 


          

«دوستت دارم»

    اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم»

 و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی. همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای

جبران این غفلت‌ها به ما دهد. کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش

و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری. مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی

: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و

مهربانی که بلدی استفاده کن. هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی

در سینه محفوظ داری.

 خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن. به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری 

 بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روزی با اهمیت نخواهد گشت. ... . 

   گابریل گارسیا مارز   نقل از:سایت  پزشک ایران زمین

 

گندم زار

شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد

داشته باش كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی ؟

با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به

امید پیداكردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت:
عشق یعنی همین...!



شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟

استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش

كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی...

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت .

استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین

درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

برگردم .




استاد باز گفت:
ازدواج هم یعنی همین...!

و این است فرق عشق و ازدواج ...

خشم

 


پرنده ی مهاجری

از پرنده که کمتر نیستیم ؛
پرنده ی مهاجری که مقصودش کوچ است،
اصلا به ویرانی لانه اش فکر نمی کند ...
دست وپایمان را بدجوری بسته ایم ...
گاهی فراموش می کنیم که پیشوایان مان فرموده اند :

حب الدنیا راس کل خطیئه

مسافر خانه سرراه...

کسی که مسافر است بیشتر به یاد خانه است نه مسافر خانه
و کسی که دائم به یاد خانه باشد آن را خراب نمی کند.
کسی که دائماً به یاد آخرت باشد گناه و خطیئه ای ندارد ...

حضرت آیة الله جوادی آملی

http://morteza-en.blogfa.com


عمر شیرینت بلند

آسمانت بی غبار

سهم چشمانت بهار

قلبت از هر غصه دور

بزم عشقت پر سرور

بخت و تقدیرت قشنگ

 عمر شیرینت بلند

Fisherman's Chair - Beslogi, Orhei

سلامت روان  

ويژگي‌هاي سلامت روان فردي 
 1-‌ بي‌تفاوت نبودن نسبت به خود، خانواده و سازگاري نسبت به ديگران.
2- ارتباط سازنده با خود و ديگران.
3- آگاهي از نقاط ضعف و قوت خويش و تحمل آسان ناکامي‌ها.
4- انعطاف‌پذيري و از دست ندادن کنترل در مواجه با مشکلات اجتماعي.
5- شناخت دقيق از واقعيت و عمل بر‌اساس عقل و احساس براي رسيدن به هدف‌هاي خود.
6- توانايي حل مشکلات و بر‌آوردن نيازها به طريقي که منافاتي با ارزش‌هاي اجتماعي نداشته باشد.
7- استفاده از اوقات فراغت به نحو مطلوب براي رشد مطلوب استعدادها.
8- دانستن دنيا به عنوان گذرگاهي براي رسيدن به آخرت.
9- نداشتن بدبيني به ديگران‌، صبر‌، صداقت‌، درستکاري‌، بخشندگي و فرد موجهي در نظر ديگران محسوب شدن

«سلام»

چه بر سر ما آمد..؟

که «سلام»ساده‌ترین واژه میان آدم‌ها…

برایمان تبدیل به دشوارترین واژه شد…

چنان که برای بیانش..

باید به دنبال بهانه بگردیم…

 

قدرت واقعی

تعادل در زندگی

بخاطر هر يك دقيقه زندگي شكر گذار باشيم

مردي را كه در سمت چپ در حال راه رفتن است را نگاه كنيد. هيچ ماشيني در خيابان نيست و مطمئنا عبور از خيابان امن است
نسبت به هيچ چيز بي اهميت نباشيم حتي براي يك ثانيه. بخاطر هر يك دقيقه زندگي شكر گذار باشيم



اين ويدئو توسط دوربين ترافيك گرفته شده است

زندگي كوتاه تر از آني است كه صبح با حسرت از خواب برخيزيم. پس كساني كه با ما به خوبي رفتار كرده اند را دوست داشته باشيم و كساني كه خوب رفتار نكرده اند را ببخشيم و باور داشته باشيم كه هر چيزي كه اتفاق مي افتد به دليلي است. هرگاه شانسي به شما روي آورد آن را مغتنم بشماريم و اگر زندگيمان را تغيير مي دهد،‌بگذاريم كه تغيير دهد
--

دل آدم

دل آدم چه گرم می شود گاهی ساده...

دل آدم …چه گرم می شود گاهی ساده…



به یک دلخوشی کوچک…
به یک احوالپرسی ساده…
به یک دلداری کوتاه …
به یک "تکان سر"…یعنی…تو را می فهمم…
به یک گوش دادن خالی …بدون داوری!
به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام …
به یک پرسش :"روزگارت چگونه است ؟"
به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه !
به یک وقت گذاشتن برای تو…
به شنیدن یک "من کنارت هستم "…
به یک هدیه ی بی مناسبت …
به یک" دوستت دارم "بی دلیل …
به یک غافلگیری
به یک نگاه …
دل آدم گاهی …چه شاد است …

میوه ی امید

بخنــد…

بخنــد…
حتی اگر لبهایت انحنای خندیدن را بلد نیستند
حتی اگر لبخندت ژست خشک و تا نخورده ی آدم بزرگ ها را بر هم بزند
بخند…
حتی اگر لبخندت را لای پوشالی ترین دلیل بپیچند
حتی اگر بغض های آجری،سقف کوتاه دلت را خرد کرده باشد

بخند…
حتی اگر لبخندت لای هزار خاطره پنهان باشد
تو بخند…
و اینو یادت باشه
تو این دنیا که یواش یواش داره خنده از یادش میره…
تو بخند


قوی بودن

همراهی با خدا


يک چيز خوب

 يک چيز خوب

همان طور که اسکار وايلد يک بار گفت : (همه چيز اعتدال حتي خود اعتدال) بيش از حد خوردن شما را چاق مي کند. بيش از حد خرج کردن شما را ورشکسته مي کند. بيش از حد کار کردن باعث مي شود که خانواده شما در خانه از شما دور شوند. بيش از حد بازي کردن باعث عقب ماندن کارهاي مهم انجام نشده مي شود، و به همين ترتيب.

Tranquility


شادي بستگي دارد به تعادل در به کار بستن منابع خوب زندگي و احساس کردن کمبودها در زندگي به طور مساوي. گذشته از همه جزئيات، مهم به ياد داشتن اين است که شادي طولاني مدت هيچ وقت تنها در يک چيز خوب پيدا نمي شود اين يک مدل زندگي متعادل يا ترکيبي است.

زندگـــــــی

بگـــــــذارکـــمــی ...
تمـــــــام زندگـــــــی ات باشـــــــم !!!
هفت عادت مردمان غمگين!

یک دوست

دوسـتــت دارم . . .

 
نقل از:http://www.mehmane-donya.blogfa.com/

همه چیز در تغییر است

همه چیز در تغییر است
شما آیا به همراه تغییرات، تغییر میکنید، آیا همیشه همان طریقت همیشگی را در برابر تغییرات در پیش می گیرید. آیا وقتی شهر نشینی به سمت آپارتمان نشینی تغییر کرد، شما رویکردتان را تغییر دادید یا نق زدید، آیا وقتی در رابطه عاطفی به مشکل برخوردید تلاش کردید تغییری(در خورد / در موقعیت) برای بهبودش انجام دهید، آیا تا به حال در زندگیتان تغییر عقیده داده اید، به باور هایتان یقینی(غیر قابل نقد) نگاه کرده اید یا ایمانی(قابل آزمایش). آیا خود همان تغییری هستید که می خواهید در جهان ببینید.
شما برای تغییر نیاز به "انگیزه" دارید، سپس باید "اشتیاق" را در خود داشته باشید تا به پله "اختیار" (فرمان تغییر در دستان شماست نه هیچ فرد یا اتفاق بیرونی)، برسید، و حال شما "تغییر" را ممکن میکنید. یادآوری میکنم در قوانین هستی "تغییر تنها قانون غیر قابل تغییر هست".
و هدف زندگی هماهنگ کردن ضرب آهنگ قلبتان با ضرب آهنگ هستی است.
اگر بدانید همه چیز در تغییر است،
به چیزی دل نمی بندید،
اگر از مرگ نهراسید،
چیزی نیست که نتوانید به دست آورید. - نوشته : محمد مهدی کهربی

آن سوی همه ی دلــــــــــــتنگی ها .

آن سوی همه ی دلــــــــــــتنگی ها . . .

خــــُـــــدایی هست . . .

که داشتنش . . .

جبــــــــــــــران همــــــــــه ی نداشتن هاست . .

آسمان شب

چطور ، بهتر زندگی کنم

پرسیدم.... ، چطور ، بهتر زندگی کنم ؟ با کمی مکث جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ، با اعتماد ،

زمان حالت را بگذران ، و بدون ترس برای آینده آماده شو . ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را

باور نکن ، وهیچگاه به باورهایت شک نکن . زندگی شگفت انگیز است ، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم .... آخر .... ، و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد : مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر . کوچک باش و عاشق ... که عشق ، خود میداند آئین بزرگ

کردنت را .. بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی . موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی

پایان رسیدن .

. داشتم به سخنانش فکر میکردم که نفسی تازه کرد وادامه داد ... هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار

میشود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا میچراید ، آهو میداند که باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر

اینصورت طعمه شیر خواهد شد ، شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ، که میداند باید از آهو

سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند .. مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو ... ، مهم اینست که با طلوع آفتاب از

خواب بر خیزی و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی .. به خوبی پرسشم را پاسخ

گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ، که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من

اضافه کرد : زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ، فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ، زلال که

باشی ، آسمان در تو پیداست

تنها که باشی

از یک تبلت چه می آموزیم؟ 

پیامی از سوی خدا به بنده های دل شکسته ی او


می دانم هر از گاهی دلت تنگ می شود. همان دل های بزرگی که جای من در آن است، آن قدر تنگ می شود که حتی یادت می رود من آنجایم. دلتنگی هایت را از خودت بپرس و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم.
هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است! اما من نمی خواهم تو همان باشی! تو باید در هر زمان بهترین باشی. نگران شکستن دلت نباش! می دانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند. و جنسش عوض نمی شود ... و می دانی که من شکست ناپذیر هستم ... و تو مرا داری ...برای همیشه! چون هر وقت گریه می کنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ... چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ... چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم، صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام! درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم! دلم نمی خواهد غمت را ببینم ... می خواهم شاد باشی ... این را من می خواهم ... تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا. من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم) و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ... نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد. شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟ اما، نه من هم دل به دلت بیدارم! فقط کافیست خوب گوش بسپاری! و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن! .......

                  


 

آموختن پرواز

 

                                يك راه "زمين گير" نشدن ....آموختن پرواز است.

                   

راه آسمان

 

حتی در انتهای بن بست هم راه آسمان باز است پس پرواز رابیاموز چون زندگی نبرد لیاقتهاست

دلت که گرفت ، دیگر منت زمین را نکش

راه آسمان باز است ، پر بکش

او همیشه آغوشش باز است ، نگفته تو را میخواند ؟

اگر هیچکس نیست ، خدا که هست . . .