دانايی سازمان


خلاصه:ميز بزرگ:دريک سازمان ميز بزرگ داشتن هنر نيست ، دل بزرگ داشتن هنر است ، چون پشت يک ميز هرچه بزرگ باشد يک نفر جای خواهد گرفت ، ولی در درون دل بزرگ ، انسانها که سهل است خدا هم جای می گيرد .

عرش اعلا:کارمندی که به وظيفه اش آشناست برای سازمان يک مزيت محسوب می شود ، کارمندی که صاحب اخلاق نيکوست برای سازمان دو مزيت محسوب می شود ، کارمندی که هنگام کار حضور خداوند را درکنارش احساس می کند سازمان را به عرش اعلامی برد .

مرگ سازمان :سازمانها هم مثل انسانها گاهی مريض می شوند ، بستری می شوند و می ميرند ، مرگ سازمان زمانی فرا می رسد که هدف سازمان گم شده باشد .


سرمايه گذاری روی دانايی:سازمانی که برای دانايی افراد سرمايه گذاری می کند ، ميوه کار آيی را می چيند ، وسازمانی که برای دانايی افراد سرمايه گذاری نکند چندين برابر بيشتر ، هزينه خطا و اشتباه افراد خودرا پرداخت خواهد کرد .


به جای مشتری :روزی مدير سازمانی از کارکنان خود خواست که يک دقيقه خودرا به جای ارباب رجوع تصورکنند ، قدری سکوت حاکم شد و بعد از يک دقيقه اتفاق جالبی افتاد ، کارکنان دقيقا احساس يک ارباب رجوع را پيداکرده بودند ، بعد از چند روزی ، چيد مان ميز ها ، طرز برخورد با مشتريان و در نهايت شيوه ی عملکرد کارکنان عوض شد .


ارزش کارمند :ارزش يک کارمند را موقعيت و پست سازمانی او مشخص نمی کند ، بلکه ارزش هرکارمندی وابسته به ميزان رضايتی است که درمشتری ايجاد می کند چون رضايت خالق نيز با رضايت مخلوق به دست می آيد .


دوساعت :فرق است بين کارمندی که ارباب رجوع را دوساعت در سازمان سرگردان می کند ، با کارمندی که با يک راهنمايی کوچک کار دوساعت ارباب رجوع را به ده دقيقه تقليل می دهد.


راز نشاط :پرسيدم : چگونه است که با وجود بيست سال سابقه کار هنوز نشاط اوليه ی کاررا در خودت حفظ کرده ای ؟ لبخندی زد و گفت : هر روز چيز تازه ای را ياد گرفتم ، در محيط کاراجازه گلايه و ناله از زندگی را به خود ندادم ، خنده را روی لبانم نگه داشتم و ارباب رجوع را مهمانی دانستم که حبيب خداست و در حل مشکلات او کوشا بودم .


سه چراغ:وارد اداره ای شدم و چيز جالبی ديدم که تاکنون برای من سابقه نداشت و آن کارتهای رنگی بود که روی سينه کارکنان چسبيده شده بود ، کارت ها به رنگهای سبز ، زرد و قرمز بودند . از کارمندی پرسيدم : منظور شما از نصب اين کارت های رنگی برروی سينه چيست ؟ گفت : هرکارتی نشانه ی وضعيت روحی طرف مقابل است ، اگر از کارت سبز استفاده کرد يعنی وضعيت روحی من خوب است و می توانی با من شوخی بکنی ، اگر کارت زرد بر روی سينه داشت يعنی مواظب باش ! و کارت قرمز روی سينه يعنی شوخی ممنوع ، امروز حوصله ندارم .

يادداشت :از کارمندی پرسيدم : بهترين روش برای مديريت زمان چيست ؟

گفت : يادداشت برداری و نوشتن اولويت های کاری بطور روزانه ، من هرروز صبح شش کار اولويت دار خودم را يادداشت می کنم و هرشب آنها را کنترل می کنم تا ببينم چه تعدا د از کارهايم انجام گرفته است .

نقش های متفاوت :هرکارمندی نقش های زيادی درجامعه ايفا می کند . نقش يک پدر درخانه ، نقش يک شوهر در خانواده ، نقش يک کارمند درسازمان ، نقش يک شهروند در شهر ، نقش يک فرزند برای پدر و مادر ، نقش يک مخلوق برای خالق ، وقتی انسان رمز بندگی را پيدا کرد او پدر ، شوهر ، کارمند ، شهروند ، فرزند و درنهايت بنده ی خوبی برای خالق خواهد بود .


ارتقای شغلی :قانون ارتقای شغلی اين است ، ابتدا توانمندی و شايستگی داشت پست و سمت بالارا بدست آوری و سپس از پله های ترقی نردبان بالاروی ، و فقط به خاطر بسپار که در آخر ، نردبان را نيز نينداز ی تا شايد کسی هم مثل تو خواست خودش را بالابکشد .

فکر:درسازمانی که همه افراد آن سازمان يک جور فکر می کنند ، درحقيقت هيچ کس فکر نمی کند ، سازمانهايی که به اندازه ی افراد خود فکر دارند بيشتر از مسائل خود نيز راه حل دارند .

عشق به کار :

سازمانی که افراد در آن بخاطر ترس از تنبيه کارمی کنند، شبيه اردوگاه است .

سازمانی که افراد به خاطر پول کار می کنند، شبيه ميدان دادو ستد است .

سازمانی که افراد بخاطر عشق کارمی کنند، شبيه يک باغ بهشتی است .

پرسش های خوب:بهترين سازمانها ، آن هايی هستند که افراد را تشويق به پرسيدن سوالات جديد می کنند ، بدترين سازمانها آنهايی هستند که جواب های پنجاه سال پيش را درحل مسائل جديد امتحان می کنند .

تيم فوتبال :هرسازمانی بی شباهت به تيم فوتبال نيست ، همه افراد می دوند تاسازمان گل بزند ، مهم نيست اين گل را چه کسی زده است ، مهم اين است که افراد خودشان باشند ، ولی از استراتژی تيمی تبعيت کنند ، مدير همان مربی خارج از ميدان است که فقط تيم را هدايت و رهبری می کند نه اينکه خودش در ميدان بازی کند.

سازمان ثروتمند:تنها دارايی يک سازمان ، کارمندان با روحيه ، شجاع ، منظم ، مبتکر ، ريسک پذير و عاشق کاراست ، سازمانی که کارمندانی با مشخصات بالارا داراست است ، اگر چه تشکيلات و تجهيزات چندانی هم نداشته باشد .

سازمان فقير:سازمانی که افراد آن برای بهبود آن سازمان و بهتر شدن خدمات در آنجا تخيل و آرزويی ندارند جزو فقيرترين سازمانهاست .

تبسم:تبسم يک کارمند به روی ارباب رجوع خرجی ندارد ولی اثر دارد ، اگر باور نداريد ، وقتی به عنوان مشتری به جاهای مختلف مراجعه می کنيد ببينيد چقدر قيافه ی طرف مقابل دررفتار شما تاثيرخواهد داشت .


چرخ روزگار

چرخ دایره ای شکل روزگار

"چرخ روزگار دایره ای شكل است.اگر پایینی نگران مباش كه روزی بالا كشیده خواهی شد و اگر بالائی مغرور نباش كه روزی شاید به پایین كشیده شوی. "

شاید بتوان بهترین مثال برای تایید قانون تغییر، را دایره ای بودن چرخ روزگار بر شمرد كه به ما می گوید، نه نگران باش و نه مغرور. همانطوری كه بعد از هر زمستانی فصل بهاری است و بعد از هر تابستان سبز و خرمی پاییز سرد و زرد وجود دارد ، ما انسان ها هم باید نه برای شكست ها و سختی ها گله مند باشیم و زانوی غم در بغل بگیریم و چشم بر روی تمام زیبائی های جهان ببندیم و نه باید بعد از رسیدن به هر موفقیتی با اسیر شدن به دست غرور و خودخواهی سهم دیگران را در رسیدن به موفقیت های زندگیمان نادیده بگیریم.این قانون به ما می گوید كه" امید" یكی از مهمترین قوانینی است كه هر كیمیاگر راه موفقیت موظف به مجهز بودن به آن می باشد. امیدی كه در سختی ها به ما گوشزد می كند كه:

"آهای رفیق چرا زانوی غم در بغل گرفته ای ، به یاد آر كه چرخ روزگار دایره ای شكل است و از آن مهمتر من با تو و كمك كننده ی راه تو ، برای رسیدن تو به اهداف (شخصی ات) هستم"

و زمانی كه به مدد تلاش و امید به بالا رسیدیم دوباره سر در گوش ما می كند و به ما گوشزد می كند كه:

"همراه من همانطوری كه دایره ای بودن چرخ روزگار تو را به اینجا رسانده مغرور مباش و از روزی واهمه داشته باش كه روزی دوباره سوار براین چرخ به پایین كشیده شوی ، پس بكوش تا زمانی كه در این بالا هستی نامی و یادی نیك از خود بر جای بگذاری"

پس امیدوارم زین پس با استفاده  از قانون دایره ای بودن چرخ روزگار ، نه از سختی ها گله مند باشیم و نه به خاطر دستیابی به موفقیت  مغرور شویم.

داستان کوتاهی

نامه جادویی را دو بار باید بخوانی تا ...

داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه یا به عبارتی نامه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان میدهم هیچ خواننده ای نمیتواند با یک بار خواندن آن را رها کند! این نامه تاجری به نام پائولو به همسرش جولیاست که به رغم اصرار همسرش به یک مسافرت کاری میرود و در آنجا اتفاقاتی برایش می افتد که مجبور میشود نامه ای برای همسرش بنویسد به شرح ذیل …


جولیای عزیزم سلام …
بهترین آرزوها را برایت دارم همسر همربانم. همانطور که پیش بینی
می کردی سفر خوبی داشتم. در رم دوستان فراوانی یافتم که با آنها
می شد مخاطرات گوناگون مسافرت و به علاوه رنج دوری از تو
را تحمل کرد. در این بین طولانی بودن مسیر و کهنگی وسایل مسافرتی
حسابی مرا آزار داد. بعد از رسیدن به رم چند مرد جوان
خود را نزد من رساندند و ضمن گفتگو با هم آشنا شدیم. آنها
که از اوضاع مناسب مالی و جایگاه ممتاز من در ونیز مطلع بودند
محبتهای زیادی به من کردند و حتی مرا از چنگ تبهکارانی که
قصد مال و جانم را کرده بودند و نزدیک بود به قتلم برسانند
نجات دادند . هم اکنون نیز یکی از رفقای بسیار خوب و عزیزم
روبرتو”‌ که یکی از همین مردان جوان است انگشتر مرا به امانت گرفته
و با تحمل راه به این دوری خود را به منزل ما خواهد رساند
تا با نشان دادن آن انگشتر به تو و جلب اطمینانت جعبه جواهرات
مرا از تو دریافت کند وبه من برساند . با او همکاری کن تا جعبه
مرا بگیرد. اطمینان داشته باش که او صندوق ارزشمند جواهرات را
از تو گرفته و به من خواهد داد وگرنه شیاد فرصت طلب دیگری جعبه را
خواهد دزدید و ضمن تصاحب تمام جواهرات آن, در رم مرا خواهد کشت
پس درنگ نکن . بلافاصله بعد از دیدن نامه و انگشتر من در ونیز‍
موضوع را به برادرت بگو و از او بخواه که در این مساله به تو کمک کند.
آخر تنها مارکو جای جعبه را میداند. در مورد دزد بعدی هم نگران نباش
مسلما پلیس او را دستگیر کرده و آنقدر نگه میدارد تا من بازگردم.

نامه را خواندید؟ اما بهتر است یک نکته بسیار مهم را بدانید : پائولو قبل از سفر به رم با جولیا یک قرار گذاشته بود که در این مدت هر نامه ای به او رسید آن را " یک خط در میان " بخواند.

«غم و اندوه»

ای مردم: روزهای زندگی انسان به مانند طنابی کشیده شده است که وی نمیداند چه هنگام قطع خواهد شد و دو سوی این طناب، گذشته و آینده است و وسط آن، زمان حال قرار دارد. چه بسا ممکن است انسان به گذشتهاش نگاه کند و بر آن حسرت خورد و دچار غم و اندوه شده و به سستی و ناتوانی روی آورد، و یا شاید به آینده نظر بیندازد و پیش از رسیدن آن آرزوی دانستن آن را داشته باشد اما واقعیت آن است که وی جز زمان حال را که در آن زندگی میکند چیز دیگری ندارد؛ زیرا گذشتهای که رفته است نه لذت آن را احساس خواهد کرد و نه سختیهای آن را، و آینده نیز غیبی است که رخ نداده است و در این صورت، انسان چیزی ندارد جز همین ساعتی که در آن زندگی میکند و نه خواهد توانست که گذشته را بر گرداند و نه رسیدن آینده را سرعت بخشد.

انسان تا هنگامی که روح در بدن دارد بر اساس تقدیری که نوشته شده است زندگی میکند... آن زندگی که خالی از مصیبتها نیست و کم اتفاق میافتد که خالی از حوادث عجیب و غریب باشد. همچنانکه همیشه نسیم خوش آرامش در زندگی انسان نمیوزد، زیرا تلخ کنندهها بسیارند و بر هم زنندههای آرامش نیز کم نیستند و نمیتوان برای همیشه با آن انس گرفت. همهی این خطرها و حوادث باعث به وجود آمدن احساسی ناخوشایند و نگران کننده در قلب انسانها میشود... احساسی که مردان و زنان را نگران و ترسان میکند. این احساس چیزی نیست جز غم و اندوه.

غم و اندوه آن احساسی است که بر انسان مستولی شده و باعث به وجود آمدن نگرانی و نا آرامی و ناامیدی در درون وی میشود تا آنکه جایی برای انس و آرامش و خوش بینی در درون وی باقی نماند. وی پس از آن نه خواب راحتی خواهد داشت و نه از غذا و نوشیدنی لذت خواهد برد. این احساس غم و نگرانی است که با بودن آن، انسان احساس میکند روز به شب نخواهد رسید و در پی شب روزی نخواهد بود. این احساس است که دقیقهها را به سان ساعتهایی طولانی میگرداند و چه طولانی است شب برای آنکه خواب به چشمانش نمیآید!

اندوه، تن نحیف را نحیفتر کرده و گرد پیری را بر پیشانی جوان قرار میدهد... اندوه، ذهن و هوش و حواس انسان را مشوش گردانده و فکر او را پراکنده میکند... دنیا را برای انسان تنگ میکند حتی اگر در قصری بزرگ زندگی کند... سینهاش را چنان تنگ میکند که گویی به آسمان صعود میکند و او را به بیماری یا هلاکت میکشاند...

کدام یک از ما زندگی بدون اندوه را تجربه کرده است یا گرد و غبار اندوه به او نرسیده است مگر آن که خدا بخواهد؛ صاحب منصب در ترس از دست دادن آن است و برای آن هر لحظه را در اندوه میگذارند، و پدر و مادر نیز برای حال و آیندهی فرزندانشان اندوه فراوانی دارند... گاه برای لباس این فرزند غم میخورند و گاه برای ازدواج آن و یا برای پیدا کردن کار برای فرزند دیگر و تربیت آن یکی.

کسی که گمان میکند غم و اندوه تنها مخصوص بیچارگان و مستمندان است سخت در اشتباه است زیرا ما بسیاری از بزرگان و ثروتمندان را میبینیم که دچار اندوه و اضطراب هستند هم چنانکه بسیاری از فقرا و بی چیزها را مشاهده میکنیم که در رضایت و آرامش به سر میبرند...

اگر برخی از فقرا برای خالی بودن شکم بر اثر فقر دچار اندوه میشوند از سوی دیگر ثروتمندانی را میبینیم که در اثر رفاه بیش از حد از زور پرخوری دچار درد و اندوه میشوند... همهی اینها در مورد کودک و جوان و مرد و زن و سالم و بیمار و ثروتمند و فقیر صدق میکند.

در واقع بسیاری از مردم از ناخوشی ها و نا آرامیهایی که با آن روبرو میشوند و همچنین سیاهیهایی که آنها را غافلگیر میسازد به تنگ میآیند... با اینکه سختیها و دردها، خاکی است حاصل خیز که دانههای نیرو و نشاط به خوبی در آن بارور میگردد، و موهبت بزرگان بارور نگردیده مگر در میان انبوهی از سختیها و تلاش پی در پی...

اگر انسان کمی به خود بیاید حتما احساس خود در برابر حوادث را متهم خواهد کرد... زیرا کسی چه میداند؟ چه بسا زیانهایی که باعث سود شدند و بسا بدنهایی که با بیماری به شفا رسیدهاند و چه سختیهایی که در درون خود باعث ایجاد فرصت شدهاند. چه بسیارند لبخندهای پس از سختی و چه بسیارند شادیهای پس از غمها.

حوادث و سختیها ـ چه به راست بروی و چه به چپ ـ به تو نخواهند رسید مگر آنچه که برای تو نوشته شده است و از تو دور نخواهند شد مگر آنچه که قرار شده به تو نرسد؛ پس غصه برای چیست؟

بسا خوشایندها که در ناخوشایندها پنهانند و بسا خیری که در شر نهان است:

{.. وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئاً وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ } [بقره: 216]

(... بسا چيزى را خوش نمی‌داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست می‌داريد و آن براى شما بد است و الله می‌داند و شما نمی‌دانيد)

ترجمهٔ خطبه‌ای است که در روز جمعه 23 جمادی اول 1431 برابر با 17 اردیبهشت 1389 توسط امام‌جمعهٔ مسجدالحرام در مکه ایراد شده است


چهار نفر

چهار نفر بودند که اسمشان این ها بود : همه کس ،یک کسی ،هر کسی ، هیچ کس

کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می رساند . هر کسی می توانست این کار را بکند ،‌ اما هیچ کس این کار را نکرد . یک کسی عصبانی شد ، چرا که این کار ، کار همه کس بود ، اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. سرانجام داستان این طوری تمام شد که هر کسی یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می توانست انجام بدهد!?

دشتی پر از گل سرخ

یک حکیم سالخورده‌ی چینی از دشتی پر از برف رد می‌شد که به زنی برخورد که گریه می‌کرد. حکیم پرسید:
- شما چرا گریه می‌کنید؟

- چون به زندگی‌ام فکر می‌کنم، به جوانی‌ام، به آن چهره‌ی زیبایی که در آینه می‌دیدم و مردی که دوستش داشتم. این از رحمت خدا به دور است که به من توانایی به خاطر آوردن گذشته را داده است. او می‌دانست که من بهار زندگی‌ام را به خاطر می‌آورم و گریه می‌کنم.
حکیم در آن دشت پر برف ایستاد و به نقطه‌ای خیره شد و به فکر فرو رفت. عاقبت، گریه‌ی زن بند آمد. او پرسید:
- شما در آن‌جا چه می‌بینید؟
حکیم پاسخ داد:
- دشتی پر از گل سرخ. خداوند وقتی به من توانایی به یاد آوردن را داد، نسبت به من لطف داشت. می‌دانست که من در زمستان همیشه می‌توانم بهار را به خاطر بیاورم و لبخند بزنم.
برگرفته از: کتاب مكتوب

زندگی این است

ویلیام شکسپیر گفت :

I always feel happy, you know why?
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟

Because I don't expect anything from anyone
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم

Expectations always hurt ...
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ...

Life is short ...
زندگی کوتاه است ...

So love your life ...
پس به زندگی ات عشق بورز ...

Be happy
خوشحال باش

And keep smiling
و لبخند بزن

Just Live for yourself and ..
فقط برای خودت زندگی کن و ...

Befor you speak ؛ Listen
قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن

Befor you write ؛ Think
قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن

Befor you spend ؛ Earn
قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش

Befor you pray ؛ Forgive
قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش

Befor you hurt ؛ Feel
قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن

Befor you hate ؛ Love
قبل از تنفر ؛ عشق بورز

That's Life …
زندگی این است ...

Feel it, Live it & Enjoy it
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

خدايا،

روی هر پله ای که ایستاده باشم خدا یک پله از من بالاتر است.نه به خاطر اینکه خداست. برای اینکه دستم را بگیرد.خدايا، نفسم، وجودم و دنيا و آخرتم و دستم را رها نكن. من بنده توام....

فرمول موفقیت در بیانات امام صادق (ع)

۲۵ فرمول موفقیت در بیانات امام صادق (ع)

1-بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگى و جوانمردى یافتم.
2-تندرستى و رستگارى را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه‏ گیرى (مثبت و سازنده) یافتم.
3-سنگینى ترازوى اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهى به یگانگى خدا تعالى و رسالت حضرت محمد (ص) یافتم.
4-سرعت در ورود به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در کار خالصانه براى خداى تعالى یافتم.
5- دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) براى خشنودى خدا یافتم.
6- شیرینى عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترک گناه یافتم.
7- رقت (نرمى) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگى و تشنگى (روزه) یافتم.
8-روشنى قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
9- (آسانى) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
10-روشنى رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
11- فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگى زن و فرزند یافتم
12- دوستى خداى تعالى را جستجو کردم، پس آن را در دشمنى با گنهکاران یافتم.
13- سرورى و بزرگى را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهى براى بندگان خدا یافتم.
14- آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در کمى ثروت یافتم.
15-کارهاى پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شکیبایى یافتم.
16- بلندى قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.
17- عبادت در جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزکار یافتم.
18- آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایى یافتم.
19-برترى و بزرگوارى را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنى یافتم.
20-عزت (ارجمندى) را جستجو نمودم، پس آن را در راستى و درستى یافتم.
21-نرمى و فروتنى را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.
22- توانگرى را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.
23- آرامش و همدمى را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
24- همراهى و گفتگوى با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویى یافتم.
25-خوشنودى خدا تعالى را جستجو نمودم، پس آن را در نیکى به پدر و مادر یافتم.

دنیای کار نکردن

از دختر یکی از دوستام پرسیدم که وقتی بزرگ شدی میخوای چیکاره بشی؟ نگاهم کرد و گفت که میخواد رئیس جمهور بشه. دوباره پرسیدم که اگه رئیس جمهور بشی اولین کاری که دوست داری انجام بدی چیه؟ جواب داد:به مردم گرسنه وبی خانمان کمک میکنه. بهش گفتم :نمیتونی منتظر بمونی که وقتی رئیس جمهور شدی این کار رو انجام بدی،میتونی از فردا بیای خونه ی من و چمن ها رو بزنی،درخت ها رو وجین کنی و پارکینگ رو جارو کنی. اونوقت من به تو50 دلارمیدم و تورو میبرم جاهایی که بچه های فقیر هستن و تو میتونی این پول رو بدی بهشون تا برای غذا و خونه ی جدیدخرج کنن. مستقیم توی چشمام نگاه کرد و گفت:چرا همون بچه های فقیر رو نمیبری خونه ت تا این کارها روانجام بدن و همون پول روبه خودشون بدی؟ نگاهی بهش کردم وگفتم به دنیای سیاست خوش اومدی!

کاش جرات‌اش رو داشتم

یه پرستار استرالیایی بزرگ‌ترین حسرت‌های آدم‌های در حال مرگ رو جمع کرده و پنج حسرت رو که بین بیشتر آدم‌ها مشترک بوده منتشرکرده

اولین حسرت: کاش جرات‌اش رو داشتم اون جوری زندگی می‌کردم که می‌خواستم٬ نه اون

 جوری که دیگران ازم توقع داشتن

حسرت دوم: کاش سخت تر کار می‌کردم

حسرت سوم: کاش شجاعت‌اش رو داشتم که احساسات‌ام رو به صدای بلند بگم

حسرت چهارم: کاش رابطه‌هایم رو با دوستانم حفظ می‌کردم

حسرت پنجم: کاش شادتر می‌بودم

 

آیین‌های سیزده‌به در

سیزده‌به‌در سیزدهمین روز فروردین ماه و از جشن های نوروزی است. در تقویم‌های رسمی ایران این روز روز طبیعت نامگذاری شده‌است و از تعطیلات رسمی است. برخی بر این باورند در این روز باید برای راندن نحسی از خانه بیرون روند و نحسی را در طبیعت به در کنند. اما برای اثبات اینکه ایرانیان قدیم هم این دیدگاه را داشتند هیچ روایت تاریخی و قابل استنادی وجود ندارد.

بعد از سیزده به در، جشن های نوروزی پایان می پذیرد.

آیین‌های سیزده‌به در

این رویداد دارای آیین‌های ویژه‌ای است که در درازای تاریخ پدید آمده و اندک اندک چهره سنت به خود گرفته است. از آن جمله می‌توان آیین‌های زیر را برشمرد.

لذت بردن از زندگی

روشهایی ساده برای لذت بردن از زندگی
روشهایی ساده برای لذت بردن از زندگی
در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است.هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..

3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید:

 Energy              (انرژی)

Enthusiasm         (شورواشتیاق)

Empathy             (دلسوزی و همدلی).

5- از ورزش کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید...

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- عشق درمان‌گر هر چیزی است.

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستی تان شاكر باشید.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

شهدا این سرزمین

این ها با شهادتشان کشور و نظام را از هر تیرگی و تاریکی، پاک کرده اند و پاک می کنند. یک وقت کنار مزار شهدا می رویم، گلی آن جا می گذاریم و عطرافشانی می کنیم، عرض ادب و احترام و طلب مغفرت می کنیم؛ این ها یک سلسله وظایف عادی است که همۀ ما باید انجام دهیم؛ ثواب هم دارد. اما رسالتی که به عهدۀ مسؤولان و به عهده فرد فرد ملت است، این است که در فرهنگ دینی ما به ما آموخته اند که شهدا این سرزمین را پاک کرده اند، شما آلوده نکنید. زیارت وارث را که شنیده اید؛ در زیارت وارث چه می خوانیم؟ در زیارت وارث به پیشگاه شهدا عرض می کنیم «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم» ای شهدای بزرگوار! شما طیب و طاهرید و این نظام و کشور را پاک کرده اید. ما از خدا توفیق می خواهیم که اگر این را پاک نگه نداشتیم، ذست کم آلوده نکنیم. مگر ایران آلوده را با موعظه، منبر و نماز جماعت می شد طیب و طاهر کرد؟! این همه موعظه در این همۀ سال ها بوده است اما اثر قابل توجهی نداشته است. این خون است که کشور را پاک می کند «طبتم و طابت الأرض الّتی فیها دُفنتم.»
از این جا معلوم می شود که هر گونه اجلال و تکریمی را که نسبت به شهدا روا می داریم، با عرض ادب، بازگشت آن به پیشگاه این خانواده ها است، نه برای او؛ برای این که او دارد مشکل ما را حل می کند. ما باید حواسمان جمع باشد و در حرف زدن ها نسبت به این ها احترام و ادب داشته باشیم؛ وگرنه آن که مشکل ما را حل می کند، همان شهید است. «وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِم» یعنی خدایا به ما بشارت بده! این جمله، جملۀ خبریه است ولی به داعی انشاء، القا شده است؛ یعنی خدایا از شما خواهانیم مژده بدهید که این ها راهشان را سریع ادامه بدهند، پشیمان نشوند و زودتر به مقصد برسند. این ها با شهادتشان کشور و نظام را از هر تیرگی و تاریکی، پاک کرده اند و پاک می کنند. یک وقت کنار مزار شهدا می رویم، گلی آن جا می گذاریم و عطرافشانی می کنیم، عرض ادب و احترام و طلب مغفرت می کنیم؛ این ها یک سلسله وظایف عادی است که همۀ ما باید انجام دهیم؛ ثواب هم دارد. اما رسالتی که به عهدۀ مسؤولان و به عهده فرد فرد ملت است، این است که در فرهنگ دینی ما به ما آموخته اند که شهدا این سرزمین را پاک کرده اند، شما آلوده نکنید.(آیت ا..جوادی آملی)
 

فراموش کرده بودم زندگی کنم


old man doing baskets - Adapazari, Sakarya

 ابتدا به شدت سعی داشتم تا دبیرستان را تمام کنم و دانشکده را شروع کنم، سپس به شدت سعی داشتم تا دانشگاه را تمام کرده و وارد بازار کار شوم، بعد تمام تلاشم این بود که ازدواج کنم و صاحب فرزند شوم، سپس تمام سعی و تلاشم را برای فرزندانم بکار بردم تا آنها را تا حد مناسبی پرورش دهم،  سپس می تونستم به کار برگردم، اما برای بازنشستگی تلاش کردم،

 اما اکنون که در حال مرگ هستم، ناگهان فهمیده ام که فراموش کرده بودم زندگی کنم
 لطفا اجازه ندهید این اتفاق برای شما هم تکرار شود.

قدر دان موقعیت فعلی خود باشید و از هر روز خود لذت ببرید.

 برای به دست آوردن پول، سلامتی خود را از دست می دهیم

سپس برای بازیابی مجدد سلامتی مان پول مان را از دست می دهیم


گونه ای زندگی می کنیم که گویا هرگز نخواهیم مرد


و گونه ای می میریم که گویا هرگز زندگی نکرده ایم

 

راههایی برای تغییر سبک زندگی

9 راه حل طبیعی برای کنترل فشار خون

9 راه حل طبیعی برای کنترل فشار خون
سبک زندگی نقش بسیار مهمی در کنترل و پایین آوردن فشار خون شما ایفا می کند...

اگر به تازگی فشار خون بالای شما تشخیص داده شده است، 10 راه برای تغییر سبک زندگی به شما پیشنهاد می کنیم که با کمک آنها می توانید فشار خون خود را پایینتر بیاورید و از خطر بیماری قلبی بکاهید.

1.وزن خود را کاهش دهید و مراقب سایز دور کمر خود باشید:

هرچه وزن افزایش یابد فشار خون هم افزایش می یابد. حتی کاهش وزنی در حدود 10 پوند (حدود 4.5 کیلوگرم) می تواند به کاهش فشارخون شما کمک کند. هرچه وزن بیشتری کم کنید فشار خون شما پاینتر می آید. بهعلاوه کاهش وزن باعث افزایش تاثیر داروهای فشار خون می شود. شما ب کمک پزشکتان می توانید میزان وزن ایده آل خود را محاسبه کنید و راهی برای رسیدن به آن طراحی کنید.به جز میزان وزن باید حواستان به اندازه دور کمرتان هم باشد. جالب است که اگر این اندازه زیاد باشد خطرفشار خون بالا بیشتر می شود. به طور کلی این افراد در معرض خطر بیشتری برای فشار خون بالا هستند:
مردان با دور کمر بالای 102 سانتی متر (40 اینچ)
زنان با دور کمر بالای 88 سانتیمتر (35 اینچ)
مردان آسیایی با دور کمر بالای 90 سانتیمتر (36 اینچ)
زنان آسیایی با دور کمر بالای 80 سانتیمتر (32 اینچ)

2.مرتب ورزش کنید:
فعالیت فیزیکی مرتب یعنی حداقل 60-30 دقیقه فعالیت در بیشتر روزهای هفته می تواند فشار خون شما را 9-4 میلیمتر جیوه پایینتر بیاورد. طولی نمی کشد که تاثیر این مسئله را احساس می کنید. اگر تا کنون غیر فعال بودید با افزایش فعالیت ظرف چند هفته می توانید فشار خون خود را کاهش دهید.
اگر فشار خون شما هنوز بالا نیست ولی در مرز است یعنی فشار سیستولیک بین 139-120 و فشار دیاستولیک بین 89-80 دارید ورزش می تواند به شما کمک کند تا از پیشرفت به سمت فشار خون بالا دورتر بمانید. حتی اگر مبتلا به فشار خون بالا شده اید هم ورزش می تواند فشار خون شما را به سطح کم خطرتری برساند. درباره طراحی یک برنامه ورزشی مناسب با پزشک خود مشورت کنید تا محدودیتهای فعالیتی خود را بشناسید. حتی 10 دقیقه فعالیت ملایم مانند پیاده روی ویا نرمش استقامتی سبک کمک کننده است.

3. رژیم غذایی ضد فشار خون داشته باشید:
رژیم غذایی ای که  شامل غلات کامل، میوه ها، سبزیجات و لبنیات کم چرب باشد و چربیهای اشباع شده و کلسترول ناچیزی داشته باشد می تواند فشار خونن شما را تا 14 میلیمتر جیوه پایین بیاورد. به این برنامه غذایی رژیم ضد فشار خون یا (DASH) گفته می شود.این که عادات غذایی خود را تغییر دهید مسلما کار راحتی نیست اما این نکته ها به شما کمک می کنند:
1.برای یک هفته هرچه که می خورید را بنویسید. با این کار می توانید به عادات غذایی خود پی ببرید و  از آینکه چه می خورید، چه مقدار می خورید، چه زمانی و چرا می خورید آگاه شوید.
2. پتاسیم بیشتری مصرف کنید. افزایش پتاسیم مصرفی می تواند تاثیر سدیم بر فشار خون را کاهش دهد. بهترین منبع پتاسیم بیشتر میوه و سبزیجات هستند تا مکملها. در مورد میزان مناسب پتاسیم برای خود با پزشکتان مشورت کنید.
3.خریدار خوبی باشید. قبل از رفتن به خرید حتما لیست تهیه کنید و همانها را بخرید. از خریداری غذاهای ناسالم خودداری کنید. برچسب روی مواد غذایی را بخوانید و حتی وقتی بیرون از خانه غذا می خورید به رژیم سالم خود وفادار بمانید.

4.به خودتان گاهی تخفیف بدهید.
درست است که رعایت رژیم DASH را در تمام طول زندگی به شما توصیه می کنیم اما این به این معنی نیست که شما مجبور باشید برای همیشه از همه خوراکیهایی که دوست دارید صرف نظر کنید. گاهی اوقات استثنائا می توانید مقدار معقولی از برخی از خوراکیهایی که دوست دارید مصرف کنید. این کار انگیزه شما را در ادامه رژیم سالم بیشتر می کند.

4. سدیم مصرفی خود را کاهش دهید:
با کمی کاهش سدیم مصرفی خود می توانید فشار خون را 8-2 میلیمتر جیوه پایین بیاورید. یک فرد بالغ و سالم روزانه به 2400-1500 میلیگرم سدیم نیاز دارد ولی اگر فشار خون شما بالاست کمتر از 1500 میلیگرم در روز سدیم دریافت کنید. برای کاهش سدیم مصرفی خود از این نکات کمک بگیرید:
1.بررسی کنید که در طول روز چقدر نمک در خوراکیها و نوشیدنیهای مصرفی شما وجود دارد.
2. موقع خرید برچسبهای غذایی را بخوانید و در صورت امکان محصولات مشابهی را انتخاب کنید که سدیم کمتری داشته باشند.
3. غذاهای فراوری شده را کمتر استفاده کنید. چیپس آماده، سسها، سوسیس، کالباس و گوشتهای فراوری شده، غذاهای کنسروی و یخ زده حاوی مقدار زیادی سدیم هستند.
4.نمک به غذا اضافه نکنید. یک قاشق چایخوری معمولی 2300 میلیگرم سدیم دارد. از ادویه های دیگر و گیاهان معطر استفاده کنید و عطر و طعمهای جدید به غذا اضافه کنید تا بتوانید نمک کمتری استفاده کنید.
5.کار را برای خودتان سخت نکنید. اگر ذائقه شما به شوری عادت کرده ونمی توانید نمک را بلافاصله کنار بگذارید سخت گیر نباشید. می توانید نمک مصرفی را به آرامی و به تدریج کم کنید. با این کار پرزهای چشایی زبان و کام به مرور سازگار می شوند و شما تغییر شدیدی را احساس نخواهید کرد.

5. از ترکیبات تنباکو و سیگار اجتناب کنید:
به غیر از همه خطراتی که برای سیگار و تنباکو شناخته شده نیکوتین موجود در آنها فشار خون را حداقل تا یکساعت پس از مصرف بالا نگه می دارد. بنابراین کسانی که در طول روز چند بار سیگار می کشند فشار خونشان دائما بالا می ماند. به علاوه شما باید از افراد سیگاری هم اجتناب کنید. در معرض سیگار دیگران بودن شما را در خطر فشار خون بالا و بیماریهای قلبی قرار می دهد.

6.مراقب کافئین باشید:
هنوز در مورد تاثیر کافئین برفشار خون بحث و نظرهای متفاوتی وجود دارد. پس از مصرف قهوه یا سایر نوشیدنیهای کافئین دار فشار خون موقتا افزایش می یابد ولی اینکه این افزایش تا کی باقی می ماند مشخص نیست. برای اینکه بفهمید کافئین روی فشار خون شما چه تاثیری دارد قبل و نیز نیمساعت بعد از مصرف قهوه یا نوشیدنیهای کافئین دار فشار خون خود را اندازه گیری کنید. اگر 10-5 میلیمتر جیوه افزایش وجود داتشت شما به تاثیر کافئین بر فشار خون حساس هستید. البته چه حساس باشید یا نباشید پزشکان توصیه می کنند که کافئین مصرفی بیشتر از 200 میلیگرم در روز یعنی بیش از حدود دو فنجان قهوه نباشد.

7. استرس را کم کنید:
اظطراب و استرس می تواند فشار خون را موقتا افزایش دهد. مدت زمانی را به فکر کردن درباره اینکه چه چیز موجب ایجاد استرس و اظطراب در شما می شود اختصاص دهید و دنبال علتها بگردید. محیط و شرایط کاری، خانواده، مشکلات مالی، بیماری و موارد دیگر را بررسی کنید و فکر کنید که چرا موجب اظطراب و استرس در شما می شوند. باید به دنبال راهی برای کاهش و حذف اظطراب و استرس ناشی از این مشکلات باشید. اگر موفق به حذف آنها نشدید نگران نباشید. تمرینات تنفس عمیق، یوگا، مدیتیشن، تای چی و ماساژ را امتحان کنید. اگر نتیجه نگرفتید حتما با یک متخصص برای رفع اظطراب و استرس خود مشورت کنید.

8. از میزان فشار خون خود مطلع باشید و ویزیتهای مرتب داشته باشید:
بهترین کار این است که نحوه اندازه گیری فشار خون خود در خانه را یاد بگیرید و از میزان فشار خون خود مطلع باشید. دراین مورد با پزشک خود مشورت کنید تا راه مناسبی را به شما پیشنهاد کند.
به علاوه باید برنامه مرتبی برای ویزیت پزشک داشته باشید و فقط به اندازه گیری در منزل اکتفا نکنید چون برخی اوقات اشتباه در اندازه گیری یا دستگاه شما ممکن است خطر ساز باشد و شما مطلع نباشید. بر اساس کنترل بودن یا نبودن فشار خون شما و میزلن فشار خون یا عوامل خطر همراه پزشک زمان ویزیتها را مشخص می کند.

ممکن است هر سه ماه تا شش ماه ویزیت شوید و یا اگر فشار خون شما به خوبی کنترل نباشد ماهانه توسط پزشک ویزیت شوید. اگر سردرد، سرگیجه، تپش قلب، تنگی نفس یا علامت دیگری داشتید سریعتر به پزشک مراجعه کنید. درمواردی که فشار خون بسیار بالا باشد یعنی فشار خون سیستولیک بالاتر از175  ویا دیاستولیک بالای 95 این مورد اورژانس فشار خون است و باید فورا به بیمارستان مراجعه کرد و احتمال بستری شدن نیز هست. اندازه گیری مرتب فشار خون و داشتن ویزیتهای منظم شما را از خطرات احتمالی حفظ خواهد کرد.

9. اجتماعی باشید و از خانواده و دوستان خود کمک و حمایت بخواهید:
 حمایت دوستان و خانواده سلامت شما را افزایش می دهد. افراد منزوی، استرس بیشتر و سلامتی کمتری دارند. دیگران می توانند شما را تشویق کنند و یا  در انجام برنامه هایی که دارید همراهیتان کنند. در مورد فشار خون بالا و خطرات آن دوستان و سایر اعضای خانواده را آگاه سازید. اگر به حمایتی فراتر از کمک خانواده و دوستان نیاز دارید می توانید به عضویت گروهایی درآیید که همان مشکل شما را دارند. حمایت احساسی و فکری در چنین گروههایی می تواند کمک کننده باشد و نکاتی برای کنار آمدن با شرایط موجود و ارتقاء سلامتی در اختیار شما قرار دهد.

تهیه و ترجمه : گروه سلامت سیمرغ -دکتر حانیه ترکمان

یاد خدا قضا نشود

هرگاه خواستیم تصمیمی بگیریم /هرگاه خواستیم سهمی را تقسیم کنیم /هرگاه لازم شود گذشت بکنیم/هرگاه سالها بالا نشین بودیم و اقتضای روزگار پایین نشیین مان کرد/هرگاه ...

     به یاد بیاوریم :خداوند عظیم را که مایه آرامش است و یاد کنیم نعمات بیشمارش را که قربانش برم و یاد کنیم بندگان مخلص و بی ریا را که رحمت و حکمت و محنتش را با هم میخواهند و لاغیر و گرنه نا ارام می شوند.به نازم به مرامشان .

      چه گنجی بالاتر از این که وقت یاد خدا قضا نشود ،باقی امور خود  میشود.

یارب نظر تو برنگردد ،برگشتن روزگار سهل است.

بهاری باشید

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد

و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را

به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء

نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد . . .

امیدواری

430802_218355211589560_148843731874042_447233_251592440_n

انسانها زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیت آنها باقی نمانده

بیماری ابن اثیر

 
 



ابن اثیر، مجدالدین ابوالسعادات، مؤلف جامع الاصول و النهایه در زمینه حدیث، از بزرگانی بود كه نزد پادشاهان منزلتی به جا داشت و منصب های مختلفی را به عهده گرفته بود. تا این كه بیماریی عارض وی شد كه دست و پایش از كار باز ماند . به همین سبب نیز ترك مشاغل خویش گفت و از آمیزش مردم ببرید خانه نشین شد . اما رؤسا همچنان به خانه اش آمد و رفت می كردند . تا این كه طبیی به نزدش آمد و درمان وی را عهده دار شد . اما زمانی كه درمانش كرد و نزدیك شد سلامتیش را بازیابد، مقداری طلایش داد و گفت: براه خویش رو.

یاران، سرزنشش كردند و پرسیدند كه نمی گذاریش تا شفای كامل حاصل آید؟ گفت: زمانی كه عافیت یابم، به منصبم خوانند و ناگزیر بدان گردن نهم . اما تا زمانی كه بیمارم، به كار مناصب حكومتی نمی آیم. و از این رو اوقاتم را صرف تكمیل خویش و خواندن كتب علمی می كنم و با ایشان در كاری كه خوشنودشان می سازد، اما خدا را ناخشنود می كند، یار نمی گردم. وی ناتوانی جسمش را برگزید تا بدان از برگماشتگی در مناصب مانع شود و در آن مدت كتاب جامع الاصول و نهایه و جز آنها را برشته تحریر در آورد .

. فقط اگر بخواهید.

تا جاییکه می توانید بخواهید!

این چیزی است که تجربه کرده ایم و قریب به ۹۹٫۹% افرادی را که به جایی رسیده اند می شناسم که همگی متفق القول بیان کردند “ما خواستیم، اینطور شد”. آری، خواستن می توان گفت که ۱۰۰% کسب کردن است. این همان intention یا عزم است. عزمی که می تواند کوهها را از سر راه بردارد، می تواند از سنگ آب بسازد و میتواند چنان کند که گویی خداست. خواستن همان توانستن است.

کاری به این نداشته باشید که چقدر خواسته شما بزرگ است (البته با رعایت هدف گذاری smart). این شما هستید که مسیر موفقیت خود را می سازید. کافی است “نیت راسخ” داشته باشید. یعنی بخواهید. بسیار پیش آمده که تصمیم به انجام کاری گرفته ایم ۲۰% هم پیشرفت کرده ایم اما در میانه راه با کوچکترین مشکل (مثلا پیدا نکردن چیزی یا مسائل اداری) کار را کنار گذاشته و به کاری دیگر روی آورده ایم. بعدها دیده ایم که شخص یا اشخاص دیگری به دنبال هدف ما رفته و آنرا کاملا انجام داده اند و موفقیت های بزرگی کسب کرده اند. تفاوت در اینجا بوده که آنها عزم راسخ داشته اند و ما نداشتیم.

. فقط اگر بخواهید.

روز های آفتابی بهار

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها

و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند

و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند  . . .

:: Ordinary flower :: - Toba Lake, Sumatera Utara

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد

تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند

و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند . . .

The flower clock - Geneva, Geneva

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد

و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را

به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء

نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد . . .

.water flower - , Soria

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را / میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی / خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را

Title: FlowerFuji Finepix S9600

تبريك عيد نوروز سال 1391