نکات زیبا برای زندگی زیبا

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلکه دشواری رسیدن به سهولت است

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما

سخت کوشی هرگز کسی را نکشته است، نگرانی از آن است که انسان را از بین می برد

اگر همان کاری را انجام دهید که همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید که همیشه می گرفتید

افراد موفق کارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلکه کارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند

پیش از آنکه پاسخی بدهی با یک نفر مشورت کن ولی پیش از آنکه تصمیم بگیری با چند نفر

کار بزرگ وجود ندارد، به شرطی که آن را به کارهای کوچکتر تقسیم کنیم


کارتان را آغاز کنید، توانایی انجامش بدنبال می آید

انسان همان می شود که اغلب به آن فکر می کند

همواره بیاد داشته باشید آخرین کلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد

تنها راهی که به شکست می انجامد، تلاش نکردن است

دشوارترین قدم، همان قدم اول است

عمر شما از زمانی شروع می شود که اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است که شما چیز زیادی از آن نخواسته اید

در اندیشه آنچه کرده ای مباش، در اندیشه آنچه نکرده ای باش


امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست

برای کسی که آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست

امید، درمانی است که شفا نمی دهد، ولی کمک می کند تا درد را تحمل کنیم

بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شمع روشن کنید

آنچه شما درباره خود فکرمی کنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است که دیگران درباره شما دارند

هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید، آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود

اگر هرروز راهت را عوض کنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یک مرتبه نیست

وقتی شخصی گمان کرد که دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده کند

کسانی که در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد

کسی که در آفتاب زحمت کشیده، حق دارد در سایه استراحت کند

بهتر است دوباره سئوال کنی، تا اینکه یکبار راه را اشتباه بروی

آنقدر شکست خوردن را تجربه کنید تا راه شکست دادن را بیاموزید


اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید

خودتان را به زحمت نیندازید که از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی کنید از خودتان بهتر شوید

خداوند به هر پرنده ای دانه ای می دهد، ولی آن را داخل لانه اش نمی اندازد

درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت کنید، نه بر اساس برگهایش

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی زند که خیال می کند دیگران را فریب داده است

کسی که دوبار از روی یک سنگ بلغزد، شایسته است که هر دو پایش بشکند

هرکه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد

کسی که به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت

اینکه ما گمان می کنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است که برای خود عذری آورده باشیم

مديريت موفق

مديريت موفق مثل شعبده بازي است


روزی رئيس يك شركت در رستوراني، واقع در مركز شهر ناهار مي‌خورد.

وسط ناهار بود كه صداي آشناي 4 نفر را از غرفه كناري شنيد. بحث آنقدر

شديد بود كه او نمي توانست استراق سمع نكند. او مي‌‌‌شنيد كه هر يك از

مديران با غرور درباره قسمت خود داد سخن مي‌دادند. مهندس ارشد بخش

توليد مي گفت: "بحثي نيست، بخشي كه مهمترين كمك را به موقعيت يك

شركت مي كند بخش توليد است. اگر شما در شركت خود توليد خالص

نداشته باشيد، پس هيچ دستاوردي نخواهيد داشت."

ناگهان مدير بخش فروش، وسط حرف او پريد و گفت: "اشتباه است! بهترين

توليد دنيا بي فايده است مگر اينكه براي فروش آن، بخش فروش و بازاريابي

نهايت سعي خود را بكند."

معاون سازمان كه مسئول روابط عمومي و همگاني بود، نظر ديگري داشت

و مي‌گفت: "اگر شما درون و برون شركت تصوير خوبي نداشته باشيد،

شكست حتمي است.

هيچ كس محصول شركتي را كه مورد اطمينان نيست نمي‌خرد."

ديگر معاون رئيس كه مسئوليت روابط انساني سازمان را به عهده داشت،

در واكنش به او گفت: "ما همه مي دانيم كه قدرت يك شركت بر پايه افراد

آن شركت است. يك شركت با افرادي كه شخصا" داراي انگيزه قوي منفي

هستند، به بن بست مي‌رسد."

هر يك از چهار مرد بلند پرواز در زمينه مودر علاقه خود بحث مي كردند.

بحث ادامه يافت تا اين كه رئيس ناهار خود را تمام كرد. او هنگام بيرون رفتن

از رستوران كنار غرفه آنها ايستاد و گفت: "آقايان محترم، من ناخودآگاه به

صحبت هاي شما گوش كردم و از افتخاري كه هر يك از شما در قسمت

خود بدست آورده ايد، لذت بردم، اما بايد بگويم كه تجربه به من نشان داده

است همه شما اشتباه مي‌كنيد. هيچ بخشي از يك شركت به تنهايي

مسئول موفقيت آن نيست. اگر شما به عمق مساله فكر كنيد، در مي‌يابيد

كه مديريت يك شركت موفق درست مثل شعبده بازي است كه سعي

مي‌كند 5 توپ را در هوا نگه دارد. چهار عدد از اين توپ ها سفيد هستند و

روي يكي از آنها نوشته شده است : "توليد".

روي ديگري نوشته شده است: "فروش". روي توپ ديگر نوشته شده "روابط

عمومي و همگاني " و روي توپ چهارم نوشته شده : "مردم". علاوه بر اين

چهار توپ سفيد ، يك توپ قرمز وجود دارد. روي اين توپ قرمز نوشته شده

است: "سود". هميشه شعبده باز بايد به خاطر داشته باشد كه هر چه

اتفاق بيفتد نبايد توپ قرمز را روي زمين بيندازد."


حق با او بود. يك شركت با بهترين ميزان توليد، عاليترين وجه در بين مردم،

داشتن افراد بسيار متعهد و پشتيباني مالي بسيار بالا، بدون سود به زودي

دچار مشكل مي‌شود. مشكلي كه به سرعت 500 شركت موفق را به يك

خاطره تبديل مي كند.



شرح حكايت

در اغلب سازمانها بعضي از مديران و بخشها، نقش خود را كليدي و يا اصل و

بقيه را حاشيه مي‌پندارند و اهميت و جايگاه خود را بيش از بيش در سازمان

بزرگ مي‌پندارند به گونه اي كه نقش ديگران را ناديده مي‌انگارند و از اين نكته

غافلند كه سازمان آنها در حقيقت يك سيستم بهم پيوسته است و موفقيت

هر عضو از اعضا وابسته به سايرين است.

مي‌توان گفت كه توپ قرمز، هدف يك سيستم يا سازمان است و توپ‌هاي

سفيد، وسيله رسيدن به آن هدف هستند، نه خود هدف. معمولاً جابجايي

در اهداف به دليل نگرش اشتباه در مورد هدف و وسيله رخ مي‌دهد.
 

هدف

چگونه به هدف بزنيم؟

كمانگير پير و عاقلي در مرغزاري در حال آموزش تيراندازي به دو جنگجوي

جوان بود.

در آنسوي مرغزار نشانه كوچكي كه از درختي آويزان شده بود به چشم

مي خورد. جنگجوي اولي تيري را از تركش بيرون مي كشد.

آن را در كمانش مي گذارد و نشانه مي رود. كماندار پير از او مي خواهد

آنچه را مي بيند شرح دهد.

مي گويد: «آسمان را مي بينم. ابرها را. درختان را. شاخه هاي درختان و

هدف را.» كمانگير پير مي گويد: «كمانت را بگذار زمين تو آماده نيستي.»

جنگجوي دومي پا پيش مي گذارد .

كمانگير پير مي گويد: «آنچه را مي بيني شرح بده.»

جنگجو مي گويد: «فقط هدف را مي بينم.»

پيرمرد فرمان مي دهد: «پس تيرت را بينداز. تير بر نشان مي نشيند.»

پيرمرد مي گويد: «عالي بود. موقعي كه تنها هدف را مي بينيد نشانه

گيريتان درست خواهد بود و تيرتان بر طبق ميلتان به پرواز در خواهد آمد.»

تمركز افكار بر روي هدف به سادگي حاصل نميشود.اما مهارتي است كه

كسب آن امكانپذير است و ارزش آن در زندگي همچون تيراندازي بسيار زياد

است.


شرح حكايت

بر اهداف خود متمركز شويد.

تمركز افكار بر روي هدف به سادگي حاصل نمي شود اما مهارتي است

كه كسب آن امكانپذير است و ارزش آن در زندگي همچون تيراندازي

بسيار زياد است.

هم چیز درست خواهد شد

گروه آسمان وب

گروه آسمان وب

زیباترین سروده آفرینش..با خدا باش...

زیباترین سروده آفرینش..با خدا باش...
نقل از سایت: پزشک ایران زمین

آتشي نمى سوزاند "ابراهيم" را ،

و دريايى غرق نمي کند "موسى" را ؛

مادری ،کودک دلبندش را به دست موجهاى خروشان "نيل" مي سپارد ،

تا برسد به خانه ي فرعونِ تشنه به خونَش ؛

ديگري را برادرانش به چاه مى اندازند ،

سر از خانه ي عزيز مصر درمي آورد !

مکر زليخا زندانيش مي کند ،

اما عاقبت بر تخت ملک مي نشيند...

از اين "قِصَص" قرآنى هنوز هم نياموختي؟!

که اگر همه ي عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند ،

و خدا نخواهد ؛

نمي توانند ...

او که يگانه تکيه گاه من و توست !

پس ؛

به "تدبيرش" اعتماد کن ،

به "حکمتش" دل بسپار ،

به او "توکل" کن ؛

و به سمت او "قدمي بردار" ،

تا ده قدم آمدنش به سوى خود را به تماشا بنشيني...

نامت را بر دلها بنویس

حاتم طایی هیچگاه اسمش رو روی درخت یا سنگی حکاکی نکرد،
او حتی با هیچ قلم ،
مرکبی و رنگی اسمش رو روی در و دیوار کسی ننوشت ؛
ولی در کمال تعجب ، نامش دنیا رو پر کرده !
با جوهره محبت نامت را بر دلها بنویس

بگذار نیکویی نامت را زنده نگهدارد ..

هشت اصل زندگی

1. صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

2.
در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.

3.
هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.

4.
آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.

5.
دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

6.
سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

7.
تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یک درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

8. همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.

آرامش درون

آرامش درون


۱- رازآرامش درون خویشنداری است.انرژیهای خود راپراکنده نکن. آنها را تحت نظر داشته باش مفید هدایت کن.
۲- راز آرامش درون در این است که هرکاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.
۳- راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.
۴- راز آرامش درون در آسایش درون است. آسایش جسمانی ، عاطفی ، ذهنی و سپس معنوی است.
۵- راز آرامش درون در دل نبستن است. این را بدان که در حقیقت، هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.
۶- راز آرامش درون در شادی است. افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن
۷- راز آرامش درون در آروز نداشتن است.این را بدان که شادی در درون تو جای دارد، نه خارج از وجود تو
۸- راز آرامش درون دراین است که همه چیزرا همانطورکه هست بپذیری.آنگاه با امیدوآرامش دربهبودی آن قدم برداری.
۹- راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی. اما می توانی خودت را تغییر دهی.
۱۰- راز آرامش درون دردوستی باافراد مثبت است.ازمعاشرت باافرادی که طبیعتی خالی ازصفا،صمیمیت دارنداجتناب کن.
۱۱- راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است.
۱۲- راز آرامش درون در یک زندگی ساده است. ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.
۱۳- راز آرامش درون در یک زندگی سالم است. هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.
۱۴- راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است. به آرمان هایت پاینده باش.
۱۵- راز آرامش درون در رفتار آزادانه است. رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.
۱۶- راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.
۱۷- راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است. این را بدان که آنچه حق توست، خود را به تو خواهد رساند.
۱۸- راز آرامش در ون در گله مند نبودن است. آنچه دنیا به تو می بخشد، در مقابل چیزی است که پیش تر، تو به او بخشیده ای.
۱۹- راز آرامش درون دراین است که اشتباهات خودرا بپذیری وبدانی که فقط خودتومی توانی آنها را به موفقیت تبدیل کنی.
۲۰- راز آرامش درون در این است که بر دشمن درونت غلبه کنی، نه اینکه او را سرکوب کنی.
۲۱- راز آرامش درون در تمرین اراده است. حتی اگر نفست به شدت مخالف باشد.
۲۲- راز آرامش درون در این است که دلت همیشه شاد باشد، حتی هنگامی که دیگران عبوس هستند.
۲۳- راز آرامش درون در این است که به جای توقع خوشحالی از دیگران، خود آنها را خوشحال کنی.
۲۴- راز آرامش درون در این است که خیر و سلامت دیگران را خیرو سلامت خود بدانی.
۲۵- راز آرامش درون در بی آزار بودن است. هرگز عمدا کسی را نرنجان.
۲۶- راز آرامش درون
کار کردن" درکنار" دیگران است، نه "در مقابل" آنها.

شاد و مهربان باشيد .نقل از سایت:آرامش با یاد خدا

ساده که میشوی

ساده که میشوی

همه چیز خوب میشود

خودت

غمت

مشکلت

غصه ات

هوای شهرت

آدمهای اطرافت

حتی دشمنت

یک آدم ساده که باشی

برایت فرقی نمیکند که تجمل چیست

که قیمت تویوتا لندکروز چند است

فلان بنز آخرین مدل ، چند ایربگ دارد

مهم نیست

نیاوران کجاست

شریعتی و پاسداران و فرشته و الهیه

کدام حوالی اند

رستوران چینی ها

گرانترین غذایش چیست

ساده که باشی

همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود

همیشه لبخند بر لب داری

بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی

زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی

آدم برفی که درست میکنی

شال گردنت را به او میبخشی

ساده که باشی

همین که بدانی بربری و لواش چند است

کفایت میکند

نیازی به غذای چینی نیست

آبگوشت هم خوب است ساده که باشی

آدمهای ساده را دوست داری

بوی ناب آدم میدهند

با آرزوي همه شادي ها براي شما

 

توکل، امداد الهي

توکل، امداد الهي
نويسنده: محمدعلي‌ندائي

تمام سعي و تلاش انسان ها در زندگي براي اين است که به خوشبختي برسند و زندگي سعادت مندانه اي داشته باشند. زندگي که از فشار و استرس فارغ و آرامش بر آن حکمفرما باشد تا بتوانند در سايه اين آرامش به اهداف و آرمان ها نايل شوند.

اکنون سوال اين است که در زندگي مومنانه چه اصل و قاعده اي متضمن سعادت و بهره مندي از زندگي و سرنوشت خوب است؟ و کدام عنصر و عامل اخلاقي و معنوي پشتوانه اين حيات طيبه و معنوي در دنياي پرهياهو و سراسر استرس است؟

پاسخ اين سوال در مکتب تربيتي قرآن کريم، اصل «توکل» است. قرآن کريم در ده ها آيه شريفه «توکل» را به عنوان يک اصل اساسي در سبک زندگي اسلامي و ايماني مطرح مي کند و آن را صفت مومنان و منشي پايدار و مستحکم در سيره زندگي پيامبران(ص) مي شمارد.شايد بارها از حضور عيني خدا در زندگي شنيده باشيد و يا اين پرسش به ذهن تان خطور کرده باشد که نقش و تجلي خدا در واقعيت زندگي چيست؟

«توکل» همان حضور ملموس و تجلي عيني حضرت حق و پروردگار يکتا در زندگي تک تک ما انسان هاست.«توکل» در حقيقت همان امداد الهي است که سراسر زندگي مومنان را در برمي گيرد و کمک کار و ياور آنان در لحظه لحظه هاي زندگي مجاهدانه به ويژه در گذرشان از پيچ هاي سخت تاريخي است. تاکيد مکرري که قرآن کريم درباره «توکل» مومنان بر خداوند دارد (تا جايي که در آيات متعددي اين تعبير و شبيه آن آمده است:«و علي الله فليتوکل المؤمنون» بنگريد به: آل عمران؛ ۱۲۲ و ۱۶۰ - مائده:۱۱ و ۲۳- انفال: ۲-توبه: ۵۱-يونس:۸۴-ابراهيم:۱۱ و...) همه و همه براي تحکيم اين تربيت قرآني و رسوخ آن در ذهن و جان مومنان است. علاوه بر اين تاکيدهايي که اشاره شد، خداوند در آيه شريفه دوم سوره انفال «توکل» را از صفات و ويژگي هاي مومنان مي شمارد و مي فرمايد: «اِنَّما المُؤمِنُونَ الَّذينَ اِذا ذُکِرَ اللهُ وَ جِلَت قُلُوبُهُم وَ اِذا تُلِيَت عَلَيهِم آياتُهُ زادَتهُم ايماناً وَ عَلي رَبِّهِم يَتَوَکَّلوُنَ: مومنان تنها کساني هستند که چون ياد خدا به ميان آيد دل هايشان مي ترسد و چون آيات او بر آنان خوانده شود، بر ايمانشان مي افزايد و همواره به پروردگارشان توکل مي کنند.»

جنبه های مثبت و نقاط قوت،

شکارچی پرنده، سگ جدیدی خریده بود. سگی که ویژگی منحصر به فردی داشت. این سگ می توانست روی آب راه برود. شکارچی وقتی این را دید نمی توانست باور کند و خیلی مشتاق بود که این را به دوستانش بگوید. برای همین یکی از دوستانش را به شکار مرغابی در برکه ای آن اطراف دعوت کرد.

او و دوستش شکار را شروع کردند و چند مرغابی شکار کردند. بعد به سگش دستور داد که مرغابی های شکار شده را جمع کند. در تمام مدت چند ساعت شکار، سگ روی آب می دوید و مرغابی ها را جمع می کرد. صاحب سگ انتظار داشت دوستش درباره این سگ شگفت انگیز نظری بدهد یا اظهار تعجب کند، اما دوستش چیزی نگفت.در راه برگشت، او از دوستش پرسید آیا متوجه چیز عجیبی در مورد سگش شده است؟

دوستش پاسخ داد: «آره، در واقع، متوجه چیز غیرمعمولی شدم. سگ تو نمی تواند شنا کند.»

-------------------------------------------------

بعضی از افراد همیشه به ابعاد و نکات منفی توجه دارند. روی وجوه منفی تیم های کاری متمرکز نشوید. با توجه به جنبه های مثبت و نقاط قوت، در کارکنان و تیم های کاری ایجاد انگیزه کنید. آیا شما با چنین افرادی همکار بوده اید؟

سم زدایی از ذهن،

نه تنها غذاهایی که می خوریم ممکن است سمی و آلوده باشد، بلکه افکاری که به آن مشغولیم نیز ممکن است سمی باشد. یک فکر سمی یک عقیده نادرست است که باعث تضعیف و محدودیت ساختار فکری ما می شود. افکار مسموم منجر به ترس، نگرانی، استرس، ناامیدی، وسواس و دیگر عواطف منفی می شود. ذهنی که مسموم شده نمی تواند در صلح و شادی باشد. بنابراین تنها جسم ما نیست که نیاز به سم زدایی و آنتی اکسیدان دارد بلکه افکار و ذهن ما نیز بدان نیازمند است. البته اهمیت سم زدائی ذهن بیشتر است زیرا جسم به طور طبیعی و ناخودآگاه برخی از سموم را دفع می کند اما سم زدایی از ذهن باید آگاهانه و توسط خودمان صورت گیرد.


برای سم زدایی از ذهن، این اقدام ها می تواند موثر باشد:
- هر عقیده ای را نپذیریم. با بستن ورودی ذهن به عقاید مسموم، نیازی به سم زدایی هم نیست.
- جوگیر نشویم. بسیاری از عقاید سمی در زمانی که هیجانی و جوگیر شده ایم، وارد ذهن ما می شود.
- عقاید خود را مورد مرور دایم قرار دهیم و صحت آن را بررسی کنیم. اصراری در نگه داشتن عقایدی که توسط دلایل معتبر حمایت نمی شود، نداشته باشیم.
- شکاف بین عقیده و عمل خود را کم کنیم. شکاف بین عقاید و عمل، فضای خوبی است برای پرورش و رشد افکار سمی.
- پشت مسایل متوقف نشویم. مسایل حل نشده، سمی و متعفن خواهند شد.
- سکوت ذهنی را تمرین کنیم. در سکوت ذهن، افکار مسموم خود را آشکار می کنند همانگونه که وقتی آب آرام شد، خاشاک به سطح آب می آیند.
- سم زدایی از جسم و ذهن را به صورت توام انجام دهیم. یک ذهن سالم نیاز به جسم سالم دارد.
- در تمام اوقات به این توجه داشته باشیم که هر کدام از افکارمان از کجا سرمنشا گرفته است. از طریق ردیابی افکاری که به ذهنمان می رسد، می توان به افکار مسمومی که در ناخودآگاهمان مخفی شده است را کشف کنیم.
- برخی از افکار مسموم ناشی از ارتباط با کسانی است که دارای افکار مسموم هستند. اگر در میان اطرافیان و دوستانمان، کسی هست که مبتلا به افکار سمی بوده و آن را به ما نیز سرایت می دهد، ارتباط خود را به حداقل رسانده و در صورت ضرورت به ارتباط، پذیرش ذهنی خود را به حداقل برسانیم.

نقل از:سایت فکرنو

کند ترین قلمها

کند ترین قلمها

رییس یک کارخانه بزرگ معاون شیرازی خود را احضار و به او می گوید: "روز دوشنبه، حدود ساعت 7 غروب، ستاره دنباله دار هالی دیده خواهد شد. نظر به اینکه چنین پدیده ای هر 78 سال یکبار تکرار    می شود، به همه کارگران ابلاغ کنید که قبل از ساعت 7، با بسر داشتن کلاه ایمنی، در حیاط کارخانه حضور یابند تا توضیحات لازم داده شود. درصورت بارندگی مشاهده هالی با چشم عریان (غیر مسلح) ممکن نیست وبهمین خاطرکارگران را به سالن نهارخوری هدایت کنید تا از طریق نمایش فیلم با این پدیده شگفت آشنا شوند".معاون شیرازی خطاب به مدیر تولید آبادانی: "بنا بدستور جناب آقای رییس، ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالای کارخانه طلوع خواهد کرد. در صورت ریزش باران، کلیه کارگران    را با کلاه ایمنی به سالن نهار خوری ببرید تا فیلم مستندی را درباره این نمایش عجیب که هر 78 سال یکبار در برابر چشمان عریان اتفاق می افتد، تماشا کنند".مدیر تولید آبادانی خطاب به ناظرلر: "بنا بدرخواست آقای معاون، قرار است یک آدم 78 ساله هالو با کلاه ایمنی و بدن عریان در نهارخوری  کارخانه فیلم مستندی درباره امنیت در روزهای بارانی نمایش دهد".

ناظر لر خطاب به سرکارگر ترک: "همه کارگران بایستی روز دوشنبه ساعت 7 لخت و عریان در حیاط کارخانه جمع شوند و به آهنگ بارون بارونه گوش کنن".سرکارگر غضنفر خطاب به کارگران:"آقای رییس  روز دوشنبه 78 سالش میشود و قرار است در حیاط کارخانه و سالن نهار خوری بزن و بکوب راه بیفته و گروه هالو پشمالو برنامه اجرا کنه.هرکس مایل بود میتونه برهنه بیاد ولی کلاه ایمنی لازمه"  متن بالا     را از این بابت نوشتم تا بدانید که کند ترین قلمها از بهترین ذهنها دقیق تر هستند. لذا سعی کنید تا تمام مراحل و دستورات مکتوب باشد تا میزان اشتباه کاهش پیدا کند.

تلاش مورچه

مسلماً مورچه :متن حكايت
مورچه هر روز صبح زود سر كار مي رفت و بلافاصله كارش را شروع مي كرد و با خوشحالي هر روز كار زيادي انجام مي داد. رئيسش كه يك شير بود از اينكه مي ديد مورچه مي تواند بدون سرپرستي بدين گونه كار كند، بسيار متعجب بود. بنابراين سوسكي را كه تجربه بسيار بالايي در سرپرستي داشت و به نوشتن گزارشات عالي شهره بود، استخدام كرد تا اين موضوع را بررسي كند.
اولين تصميم سوسك راه اندازي دستگاه ثبت ساعت ورود و خروج بود. او همچنين براي نوشتن و تايپ گزارشاتش به كمك يك منشي نياز داشت. عنكبوتي هم مديريت بايگاني و تماسهاي تلفني را بر عهده گرفت. شير از گزارشات سوسك لذت مي برد و از او خواست كه نمودارهايي كه نرخ توليد

را توصيف مي كند تهيه نموده كه با آن بشود روندها را تجزيه تحليل كند. او مي توانست از اين نمودارها در گزارشاتي كه به هيات مديره مي داد استفاده كند. بنابراين سوسك مجبور شد كه كامپيوتر جديدي به همراه يك دستگاه پرينت ليزري بخرد. او از يك مگس براي مديريت واحد تكنولوژي اطلاعات استفاده كرد.


ants in amazonia - coca, orellana
مورچه كه زماني بسيار بهره ور و راحت بود از اين حد كاغذ بازي افراطي و جلساتي كه بيشتر وقتش را هدر مي داد متنفر بود. شير به اين نتيجه رسيد كه زمان آن فرا رسيده كه شخصي را به عنوان مسئول واحدي كه مورچه در آن كار مي كرد معرفي كند. اين سمت به جيرجيرك داده شد. اولين تصميم او هم خريد يك فرش و نيز يك صندلي ارگونوميك براي دفترش بود. اين مسئول جديد يعني جيرجيرك هم به يك عدد كامپيوتر و يك دستيار شخصي به منظور كمك به برنامه بهينه سازي استراتژيك كنترل كارها و بودجه نياز پيدا كرد.

اكنون واحدي كه مورچه در آن كار مي كرد به مكان غمگيني تبديل شده بود كه ديگر هيچ كسي در آن جا نمي خنديد و همه ناراحت بودند. در اين زمان بود كه جيرجيرك، شير را متقاعد كرد كه نياز مبرم به شروع يك مطالعه سنجش شرايط محيطي وجود دارد. با مرور هزينه هايي كه براي اداره واحد مورچه مي شد شير فهميد كه بهره وري بسيار كمتر از گذشته شده است.

بنابر اين او جغد كه مشاوري شناخته شده و معتبر بود را براي مميزي و پيشنهاد راه حل اصلاحي استخدام نمود. جغد سه ماه را در آن واحد گذراند و با يك گزارش حجيم چند جلدي باز آمد. نتيجه نهايي اين بود: «تعداد كاركنان زياد است».
حدس مي زنيد اولين كسي كه شير اخراج كرد چه كسي بود؟

مسلماً مورچه؛ چون او عدم انگيزه اش را نشان داده و نگرش منفي داشت

هفت پند مولانا

http://tbn3.google.com/images?q=tbn:qX1TAddURyZrDM:http://www.alwaqt.com/imagescache/5200articles.jpg
هفت پند مولانا

۱) در بخشیدن خطای دیگران مانند شب باش .
۲) در فروتنی مانند زمین باش .
۳ )در مهر و دوستی مانند خورشید باش .
۴) هنگام خشم و غضب مانند کوه باش .
۵) در سخاوت و کمک به دیگران مانند رود باش .
۶) در هماهنگی و کنارآمدن با دیگران مانند دریا باش .
۷) خودت باش همانگونه که مینمایی .

مدیریت

مدیریت کاری و شخصی

-آگاه شوید که دیگران از شما چه انتظارهایی دارند
- آینده هرگز اتفاق نمی افتد بلکه ساخته می شود
- ارزیابی را با توجه به هدف ها انجام دهید
- از اشتباه کردن نهراسید ، اما اشتباه را دوباره تکرار نکنید
- از اشتباه های خودتان و یا دیگران و نحوه اصلاح آنها و چگونگی آموختن در آنها بطور صریح و صادقانه یاد کنید
- از پشت میز کار فقط به کار بنگرید
- از شکست ، هراسی به دل راه ندهید ، زیرا شکست آغاز پیروزی است .
- از هیچ همه چیز بسازید
- اشتباه های هوشمندانه قسمتی از هزینه های پیشرفت هستند
- اطمینان حاصل کنید که محیط کاری شما لذت بخش است و افراد در آن احساس ناراحتی نمی کنند
-افکار بزرگ در ذهن بپرورانید
-امروز زمان شروع همه کارهایی است که درگذشته وعده انجامش را به خود می دادید
- اندیشه های مثبت خود را غنی تر کنید
- انعطاف پذیری یعنی قدرت

ده قانون طلايي

ده قانون طلايي
قانون اول: ترسيم چشم‌انداز
قانون دوم: استفاده از قدرت نفوذ و تاثيرگذاري شخصي
قانون سوم: تقويت حس اعتماد به نفس
قانون چهارم: تعهدپذيري
قانون پنجم: دست به كار شدن
قانون ششم: به دنبال نتيجه كارها رفتن
قانون هفتم: زمان‌بندي درست كارها
قانون هشتم: داشتن پشتكار
قانون نهم: دقت عمل در كارها
قانون دهم: داشتن قدرت درون‌يابي (شم تشخيص امور).

در زندگی

بهار قناری

فرازی از سخنان دکتر ابراهیم میثاق:

"در زندگی خود هرگز چهار چیز را نشکنید. اعتماد ، قول ، ارتباط و قلب. شکسته شدن آنها صدائی ندازد ولی دردناک است."

یک مدیر اثربخش

ویژگیها و سبک های مدیریت اثربخش در فرهنگ سازی، بهره وری کارکنان  و در نهایت ، در موفقیت یا شکست تعیین کننده هسند. یک مدیر باید توانایی هدایت، نظارت، تشویق، القاء کردن ، هماهنگی ، تسهیل در امور و پیشرو بودن در تغییر را داشته باشد و ویژگیها ی رهبری خود و دیگران را بسط دهد و از برنامه ریزی ، مهارت های ارتباطی و سازمانی بهره جوید. این گونه مهارت ها در رهبری مهم می باشند ولی بیشتر از آن ویژگی هایی مانند: در ستکاری ، وجدان کاری، جرأت ، تعهد، صداقت ، اشتیاق ، اراده ، شفقت و حساسیت است که مهمتر محسوب می شود.

یک مدیر اثربخش باید مهارت ها ی زیر را داشته باشد:
•    مهات های خلاق حل مسأله:

1-      توصیف و تجزیه و تحلیل مسأله

2-      شناخت مسأله

3-      تولید و خلق راه حل های مختلف و انتخاب بهترین راه حل

4-      اجرا و ارزیابی موثر و کارآیی تصمیم
•    مهارت های ارتباطی:

5-      مهات گوش دادن

6-      مهارت ارائه

7-        مهارت بازخورد

8-        مهارت نوشتن گزارش
•    مهارت مدیریت تعارض:

9-      شناسایی منشاء تعارض های سازنده و تعارض های مخرب

10-    به کارگیری روشی برای برای حل تعارض

11-    انتخاب بهترین استراتژی برای برخورد با تعارض 

12-    توسعه مهارت ها با ترویج تعارض های سازنده در سازمان و تیم ها
•    مهارت مذاکره:

13-   تشخیص مذاکرات توزیعی و منسجم ، موقعیت و اصل مذاکره

14-     شناخت اشتباهات متداول در مذاکره و شیو ه های اجتناب از آن ها
•    بهبود و خودآگاهی:

15-   درک مفهوم خودکنترلی

16-   ارزیابی اثربخش خودکنترلی 

17-   توسعه تفکر خلاق و جامع

18-    درک اهمیت احساسات در محل کار و خود پرورشی

19-    درک خود انگیزشی                                   مقاله از: فرانسیس مارگارت

«دیگر دیر شده»

●برای رسیدن به موفقیت باید به تلاش خود بیفزایید. این مهم نیست که شما در چه سن و سالی هستید. تفکر مسموم «دیگر دیر شده» را از خود دور کنید تا به شما ثابت شود برای کسی که اراده‌ای در خود می‌بیند همواره راهی وجود دارد. تلاش و برنامه مناسب تنها چیزهایی هستند که شما به آنها نیاز دارید. همواره به خود یادآوری کنید که موفقیت از آن کسانی است که ذهنیت موفق دارند و شکست از آن کسانی است که بی‌تفاوت اجازه می‌دهند ذهنیت شکست در آنها نفوذ کند. یکی از ویژگی‌های مثبت استفاده از این تفکر این است که وقتی به آن تسلط پیدا می‌کنید و دائما از آن استفاده می‌کنید، بی‌اراده خود را در مسیر رسیدن به موفقیت در حال حرکت می‌بینید. در این هنگام است که شما موفقیت را با تمام وجود در آغوش می‌گیرد و از این موضع تعجب می‌کنید که در این چند سال کجا بوده است!

فردا خیلی دیراست

فردا خیلی دیراست
  1. فراموش نکنیم ،فرصت ها مانند ابر می گذرند.اگر امروزآنها را در نیابیم؛فرداحسرت از دست رفتن آنها راخواهیم داشت.فردایی که خیلی دیر است.سود معقول ولی قطعی امروز بهتر ازسوداحتمالی فرداست.آنرا از دست ندهیم.
 
 
زندگی زیباست ای زیبا پسند-                 زنده اندیشان به زیبایی رسند

آن قدر زیباست این بی بازگشت-             کزبرایش می توان از جان گذشت

باغ ها را گرچه دیوار ودر است-               از هواشان راه با یکدیگر است

شاخه ها را از جدایی گر غم است           ریشه هاشان دست در دست هم است.

يک سبد بوي گل سرخ

من دلم می خواهد
خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسي مي خواهد
وارد خانه پر عشق و صفايم گردد
يک سبد بوي گل سرخ
به من هديه کند

Lake Placid - Lake Placid, New York
شرط وارد گشتن
شست و شوي دلهاست
شرط آن داشتن
يک دل بي رنگ و رياست
بر درش برگ گلي مي کوبم
روي آن با قلم سبز بهار
مي نويسم اي يار
خانه ي ما اينجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست؟
فریدون مشیری

امواج زندگي

موج سوار (امواج زندگي)

آيا معتقديد زندگي پر از آشوب و نا امنيست؟ آيا اوضاع اجتماعي سياسي و اقتصادي به هم ريخته است؟ و دنيا جاي امن و راحتي براي زندگي كردن نيست؟ در اين صورت حتما درونتان هم پر از آشفتگي و احساس عدم امنيت است .

حتما تا كنون كنار دريا بوده ايد يا حد اقل در تلويزيون ديده ايد .... وقتي دريا آرام و بدون موج است خيليها براي شنا كردن به آب ميزنند ... هم لذت مي برند و هم احساس امنيت و آرامش دارند.

اما وقتي دريا طوفاني و خروشان مي شود چطور ؟ چند نفر جرات به آب زدن دارند ؟ اينجاست كه موج سواران پديدار ميشوند ... آنها بر امواج خروشان دريا سوار ميشوند و با موجها حركت ميكنند ...همان موجي كه يك فرد عادي را در خود فرو ميبرد و نابود می سازد يك موج سوار را بالا مي برد و او را غرق لذت و شادي مي کند .

موج سواران هنگامي كه دريا آرام است با لذت در دريا شنا مي كننند و هنگامي كه طوفانيست بر فراز امواج سواري ميكنند. اما افراد عادي فقط تحمل درياي آرام را دارند هرچند از تماشاي امواج لذت مي برند اما خود جرات روبرو شدن با آن را ندارند ....

اينها همانهايي هستند كه رمانها و فيلمهاي هيجان انگيز را كه پر از ماجرا جويي و خطر است بسيار دوست دارند . اما خود جرات حتي قدم زدن زير باران را ندارند.

حال به اطرافتان نگاه كنيد و ببينيد چه كساني در اوضاع به ظاهر آشفته ي اجتماعي و اقتصادي و غيره به جاي شكوه و نااميدي و فرار سوار بر تخته موج بر فراز مشكلات زندگي حركت مي كنند همان مشكلاتي كه افراد عادي را در هم مي شكند و فرو مي برند براي آنها ابزار موفقيت و صعود مي شود (هرچند بعضي ها هم در اين شرايط براي بالا رفتن يا بالا ماندن پابر روي ديگران مي گذارند و آنها را له مي كنند)

به ياد داشته باشيم كه همان طوفاني كه يك نهال را از ريشه مي كند براي يك درخت تنومند نوازشي بيش نيست ...

پس بايد بزرگ شد و رشد كرد مانند درخت ... بايد مهارت زندگي كردن را آموخت و مشكلات را به نردبان ترقي تبديل كرد نه مانع ...

دیده اید؟!..دریا...امواج...اقیانوس...دیده اید؟!

زیبایی دریا را.. امواج را دیده اید؟

اگر باز ایستد؛بی موج مرداب می شود.

اگر ساکن شود؛دیگر دریا نمی شود!!

زندگی نیز؛دریاست!بی موج؛بی تلاطم؛بی مشکل ؛مرداب میشود.

تلاطم امواج؛طوفان ها؛جان میدهد دریا را؛زندگی را...

هرموج سکویی است برای پریدن؛پرواز...رسیدن به اوج...

پس ای موج سوار زندگی!

غرق نشوی در امواج!..توکل کن؛خدایی هم هست در این نزدیکی...

پریدن را بیاموز که امواج؛سرانجام رفتنی اند و فانی.

اما تو می مانی؛ می مانی با آنچه که با موج کرده ای.  .نقل از http://www.razearamesh2.blogfa.com/8811.aspx?p=3

7 عادتی که افراد موفق ندارند!

7 عادتی که افراد موفق ندارند!

کارهای زیاد اما وقت کمی برای انجام دارید. شاید شما هم در اطراف خود افرادی را دارید که همه کارهای خود را به خوبی و بدون استرس انجام می‌دهند و وقت هم کم نمی‌آورند. آن‌ها می‌توانند به خوبی خانواده، شغل، کار‌ها و سرگرمی‌های خود را مدیریت کنند و در آخر هفته نیز به کارهای شخصی خود برسند. چگونه این کار‌ها را انجام می‌دهند؟ معجون سحرآمیزی دارند که رو نمی‌کنند؟ خیر. این انرژی کاملا زمینی و معمولی است.

همه کارهایی که انجام می‌دهید یا نمی‌دهید را ما عادت فرض می‌کنیم و این عادت‌ها باعث می‌شوند در زندگی عقب بمانید. این عادت‌های بد از کجا منشا می‌گیرند؟ مسلما شما انسان بد یا تنبلی نیستید و بدون شک دوست ندارید در انتهای روز احساس خستگی بیش از حد داشته باشید.

همه انسان‌ها دوست دارند کارهای خود را در طول روز به پایان برسانند. تنها مشکل اینجاست که افراد بر اساس عادت همیشگی خود یک کار را انجام می‌دهند و نمی‌دانند تا چه حد این کار باعث عقب ماندن آن‌ها می‌شود. عادت اصولا به نوعی الگوی رفتاری گفته می‌شود که همیشه بدون توجه به مفید یا موثر بودن در حال تکرار شدن است.

خوبی عادت این است که می‌توان آن را ترک کرد. عادت‌های بد و غیرمفید را ترک و عادت‌های خوب را جایگزین کنید. در اینجا عادت‌هایی را ذکر کرده‌ایم که اصولا انسان‌های مفید و موفق در زندگی خود انجام نمی‌دهند.

۱. انجام چندکار همزمان :شاید به نظر هوشمندانه باشد که چند کار را به طور همزمان انجام دهید اما مساله اینجاست که همه آن کار‌ها نتیجه ضعیفی خواهند داشت. مغز هم محدودیت‌هایی برای انجام کار‌ها دارد. درست است که از عهده انجام چندکار همزمان بر می‌آید اما باعث ایجاد استرس می‌شود و نتیجه کار نیز مفید و مناسب نیست.

راهکار: برای مفید بودن و درست انجام دادن کار‌ها، فقط یک کار را در زمانی واحد انجام دهید. این باعث می‌شود تا مغز آرام باشد و با تمرکز و دقت بیشتری کار خود را انجام خواهید داد. روند پیشرفت آن نیز لذت بخش است. پس از اتمام یک کار، سراغ کار بعدی بروید.

۲. صرف زمان زیاد برای کارهای غیرضروری :آیا صبح زود از خواب بیدار می‌شوید؟ پس احتمالا انرژی و زمان زیادی را در فیس بوک، مرتب کردن کمد‌ها یا چت و تماس با دوستان خود هدر می‌دهید.

راهکار: هر شب فهرستی از کارهایی که فردا باید انجام دهید را بنویسید. البته بیشتر از دو یا سه کار مهم را در این لیست نگنجانید. هنگام برنامه ریزی‌های خود، ساعاتی که بیش از همه انرژی دارید (صبح، نیمه شب، ظهر یا...) را برای انجام کار‌ها اختصاص دهید. پس از برنامه ریزی برای انجام کارهای مفید اگر زمانی باقی ماند می‌توانید به کارهای غیرضروری رسیدگی کنید.

۳. میز کار شلوغ داشتن :افرادی که میزهای شلوغ و نامرتب دارند اصولا می‌گویند دقیقا می‌دانند هر چیزی کجاست! اما این مساله صحت ندارد. به هم ریختگی‌های فیزیکی برابر است با به هم ریختگی‌های ذهنی. اگر فردی ذهن شلخته و نامرتی داشته باشد نمی‌تواند کار‌ها را درست و دقیق پیش ببرد.

راهکار: دو ساعت زمان بگذارید و میز کار خود را مرتب کنید. کاغذ‌ها و وسایل بی‌مصرف را دور بریزید. برای خود سه دسته درست کنید. آنهایی که باید یکراست به سطل زباله بروند. آنهایی که باید در پوشه یا جعبه‌ای نگهداری شوند و آنهایی که باید در فهرست کارهای مهم قرار بگیرند.

۴. شروع، توقف و شروع دوباره :عدم تداوم، دشمن ابتکار و موفقیت است. در دست داشتن پروژه‌ای که بیش از حد نرمال زمان برده، مایوس کننده است.

راهکار: لازم نیست باهوش‌ترین یا با استعداد‌ترین فرد در محل کار خود باشید، فقط باید در انجام کارهای خود ثبات و تداوم داشته باشید. کارهای خود را روزانه و بر اساس برنامه ریزی انجام دهید. حتی اگر نتیجه کار موفقیت آمیز نبود هم نهراسید و ناامید نشوید. همچون ادیسون فکر کنید؛ او گفته است: «من هیچ‌گاه شکست نخوردم فقط ۱۰ هزار راهی پیدا کردم که کار نمی‌کنند.»

۵. اعتراف به ترس :ترس کاملا طبیعی است. ترس، یعنی شما با خود چالش دارید. اما صرف اینکه از چیزی می‌ترسید دلیل نمی‌شود از آن اجتناب کنید. شاید آن کار برای شما بهترین باشد.

راهکار: از چیزهایی که خیلی می‌ترسید فیلم نامه بنویسید و در عالم خیال بازی کنید. آیا آن کار شما را می‌کشد؟ نه؟ خوب است. به طور واقع گرایانه ببینید نتیجه انجام آن کار چیست. سناریوی ذهنی خود را مجسم و تصور کنید در حال انجام آن کار هستید. مطمئن باشید اتفاق‌های بدی که فکر می‌کنید هرگز رخ نمی‌دهند. بنابراین، ترس‌های خود را فراموش کنید.

۶. تعیین اهداف نامعلوم :شما دوست دارید «درآمد بیشتر» یا «سلامت بیشتر» داشته باشید. اما این اهداف چه مفهومی دارند؟ این اهداف بسیار مبهم و نامعلوم هستند و نمی‌توان مسیری برای رسیدن به آن‌ها تعیین کرد. همین باعث می‌شود هرگز به آن‌ها دست پیدا نکنید.

راهکار: اهداف مشخص تعیین کنید و رنگ واقعیت به آن‌ها ببخشید: خاص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، واقع گرا و زمان دار. به جای گفتن «هدف من درآمد بیشتر است» سعی کنید مثلا در هر ماه یک مشتری بیشتر به مشتری‌های خود اضافه کنید. یا برای سلامتی بیشتر، ۳۰ دقیقه در روز و ۵ روز در هفته را به ورزش یا پیاده روی اختصاص دهید.

۷. مقصر دانستن دیگران برای نرسیدن به اهداف خود:مقصر دانستن دیگران بد‌ترین طرز فکری است که کسی می‌تواند در راستای تحقق اهداف خود داشته باشد. شاید درآمد کم یا مدیری با درک پایین داشته باشید، اما این زندگی شماست. همیشه ناله و شکایت کردن باعث می‌شود در برزخ «منِ بیچاره» باقی بمانید. این دودلی‌ها شما را از اهدافتان بسیار دور می‌کند.

راهکار: از این حالت بیرون بیایید و مسوولیت پذیر باشید. شما مسوول همه شرایط زندگی خود هستید. این شما هستید که مالک گذشته، حال و آینده خود هستید. بنابراین، از شکایت و مقصر دانستن دیگران برای عدم کارایی و ناموفق بودن خود دست بردارید.

ترازو

این جهان کوه است و فعل ما ندا         سوی ما آید نداها را صدا
مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و به وی گفت:دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است.مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت:ما ترازویی نداریم و یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنه قرار مى دادیم .

 

مکارم اخلاق فاطمه (علیها السلام)

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در شب زفاف پیراهن نویی را برای دختر خویش تهیه نمود. فاطمه (علیها السلام) پیراهن وصله‌داری نیز داشت. سائلی بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پیراهن کهنه می‌خواهم. حضرت زهرا (علیها السلام) خواست پیراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به یاد آیه شریفه "هرگز به نیکی دست نمی‌یابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید انفاق نمایید"، افتاد. در این هنگام فاطمه (علیها السلام) پیراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

شاد بودن

هرگز در مسیر پیموده شده گام برندارید زیرا این راه تنها همان جا میرسد که دیگران رسیده اند.

بسیاری مردم شادی های کوچک را به امید خوشبختی بزرگ از دست میدهند.

وقتی این همه اشتباه جدید هست که میتوان مرتکب شد چرا باید همان قدیمی را تکرار کرد.

بدون ترس زندگی کن با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که میتوانی بر تمام آنها غلبه کنی.

مدیریت صحیح زمان

مديريت زمان

یكی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 كارهایت استفاده كن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص كارهای مهم است. در این جا به تعدادی از راهكارهای مدیریت زمان می پردازيم:
از نظر مدیریت زمان ، كارها به چند دسته تقسیم می شوند:
۱- كارهای مهم و فوری: این كارها خود به خود انجام می گیرد.
۲- كارهای مهم و غیر فوری: این دسته كارهایی هستند كه افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می كنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می اندازند.
۳- كارهای فوری و غیر مهم: این كارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.
۴- كارهای كم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام كارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمركز حواس ) خود را به این كارها سرگرم می كنند.
موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین كارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:
۱- از كارهای غیر مهم صرف نظر كنید
۲- كارها را اولویت بندی كنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید. مسائلی كه باعث از دست رفتن وقت شما می شوند را دور كنيد
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:


۱- صحبتهای كم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب كم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط كاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
۸- دوباره كاری
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته‌های نابجا
۱۰ - نداشتن تمركز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا كردن
۱۲- ترس از شكست


راههای ایجاد وقت:
۱
- زنده كردن وقت مرده ( مثل زمانهایی كه در انتظار هستیم، زمانی كه در اتوبوس می گذرد و ... )
2- انجام كارها به طور همزمان
3- تنظیم كردن وقت خواب
4- كنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست‌های غیر مهم
6- عقب انداختن كارهای غیر مهم

خدایا!

خدایا!

گاهی که دلم از این و آن و زمین و زمان می گیره،

نگاهم را به سوی تو و آسمون می گیرم،

و آنقدر با تو درد دل می کنم،

تا کم کم چشم هایم با ابرهای بهار مسابقه می گذارند.

و پس از اون که قلبم سبک می شه.

تو می آیی و تمام فضای دلم را پر می کنی.

آن وقت دیگر آرام می شم.

و احساس می کنم هیچ چیز نمی تونه مرا از پای دربیاره،

چون تو را در قلبمقلب دارم.

 

کار

تلاش

نقل از:http://pishraft22.blogfa.com/

اگر سفر نکنی،

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر سفر نکنی،
اگر کتابی نخوانی،
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،
اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،
وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

the Greenfield - Vinh Loc, Thanh Hoa

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ..
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر از شور و حرارت،
از احساسات سرکش،
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی‌دارند …
و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،
دوری کنی . . .،

تو به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
اگر هنگامی که با شغلت،
یا عشقت شاد نیستی،
آن را عوض نکنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یک بار در تمام زندگیت
ورای مصلحت‌اندیشی بروی . . .

امروز زندگی را آغاز کن!
امروز مخاطره کن!
امروز کاری کن!
نگذار که به آرامی بمیری!
شادی را فراموش نکن
شعر “پابلو نرودا” ترجمه احمد شاملو

ساختن خانه

داستان نجار شنبه 30 آبان1388 17:43

نجار پيري بود كه مي‌خواست بازنشسته شود. او به كار فرمايش گفت كه مي‌خواهد ساختن خانه را رها كند و از زندگي بي دغدغه در كنار همسر و خانواده‌اش لذت ببرد.

كارفرما از اين كه ديد كارگرش مي‌خواهد كار را ترك كند ناراحت شد. او از نجار پير خواست كه به عنوان آخرين كار، تنها يك خانه ديگر بسازد. نجار پير قبول كرد، اما كاملاً مشخص بود كه دلش به اين كار راضي نيست. او براي ساختن اين خانه، از مصالح بسيار نامرغوبي استفاده كرد و با بي‌حوصلگي، به ساختن خانه ادامه داد.

وقتي كار ساختن خانه به پايان رسيد، كارفرما براي وارسي خانه آمد. او كليد خانه را به نجار داد و گفت : «اين خانه متعلق به توست. اين هديه‌اي است از طرف من براي تو ».

نجار شوكه شده بود. مايه تأسف بود! اگر مي‌دانست كه دارد خانه‌اي براي خودش مي‌سازد، مسلماً به گونه‌اي ديگر كارش را انجام مي‌داد. http://bmprey.blogfa.comنقل/

ما در کجاي اين عالم قرار داريم.؟!

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

دقت کنید،> آن نقطه مرکزی در وسط تصویر بالا کره زمین ماست از فاصله شش میليون کيلومتري يعني فاصله اي که نور درمدت 20ثانيه طي ميکند از اين جهت ميگويم وسعت جهان ما 14 ميليا رد سال نوري ميباشد ما در کجاي اين عالم قرار داريم.؟!

دایره  زندگی...

داستانک؛ دایره ای به مساحت زندگی...

مرد ملاک وارد روستا شد. آوازه اش را از ماهها پیش شنیده بودند. زمینها را میخرید. خانه ها را ویران میکرد و ساختمانهایی مدرن بر آنها بنا میکرد.

پیشنهادهایش آنقدر جذاب بود که همه را وسوسه میکرد. روستاها یکی پس از دیگری به دست او ویران شده بود. نوعی حرص عجیب داشت. حرص برای زمینخواری...

همه میدانستند که پیشنهادهای مالی جذابش، این روستا را نیز نابود خواهد کرد.

کدخدا آمد. روبروی مرد ایستاد. مرد در حالی که به دامنه کوه خیره شده بود گفت: کدخدا! همه این املاک را با هم چند می فروشی؟

کدخدا سکوتی کرد و گفت: در ده ما زمین مجانی است. سنت این است که خریدار، محیط زمین را پیاده میرود و به نقطه اول باز میگردد. هر آنچه پیموده به او واگذار میشود.

مرد ملاک گفت: مرا مسخره میکنی؟

کدخدا گفت: ما نسلهاست به این شیوه زمین می فروشیم.

مرد ملاک به راه افتاد. چند ساعتی راه رفت. گاهی با خود فکر میکرد که زودتر دور بزند و به نقطه شروع بازگردد، اما باز وسوسه میشد که چند گامی بیشتر برود و زمینی بزرگتر را از آن خود کند.

تمام کوهپایه را پیمود...

غروب بود. روستاییان و کدخدا در انتظار بودند. سایه ای از دور نمایان شد. مرد ملاک کم کم به کدخدا و روستاییان نزدیک می شد.

زمانی که به کدخدا رسید، نمیتوانست بایستد. زانو زد. حتی نمیتوانست حرف بزند. بر روی زمین دراز کشید و جان داد.

نگاهش هنوز به دوردستها، به کوهپایه ها، خیره مانده بود.

کوهپایه هایی که دیگر از آن او نبودند...

لئون تولستوی"

15 عاملی که باعث عدم پیشرفت ملت ها می شود

15 عاملی که باعث عدم پیشرفت و تیره روزی ملت ها می شود

پیشرفت و ترقی همه ملت ها جدا از نوع حکومت و ساختار سیاسی، رابطه مستقیمی به نوع فرهنگ، خصوصیات فردی و گروهی مردم دارد. وجود برخی خصایص منفی و نابهنجار در بین انسانها بطور غیر قابل انکاری میتواند در مسیر رشد و پیشرفت جوامع تاثیری شگرف برجای بگذارد. این ویژگی های منفی با نهادینه شدن در فرهنگ و زندگی روزانه موانع بزرگی بر سر راه تغییرات مثبت اجتماعی و سیاسی بر جای میگذارند. صفاتی که عمدتاً ارتباطی به نوع حکومت نداشته و معمولاً ریشه در تربیت، شخصیت و اعتقادات مردم دارد. در ادامه به مجموعه ای از این فاکتورها اشاره میکنیم  نقل از:www.mardoman.net   

1-دروغگویی

نبود صداقت در گفتار و کردار باعث بوجود آمدن حس بی اعتمادی بین انسانها در زمینه های مختلف مانند روابط خانوادگی، تجارت و سیاست میگردد. در چنین محیطی دیگر براحتی نمی توان به دیگران اعتماد کرد و نوعی حس نا امنی در جامعه شکل می گیرد. دروغ توسط افرادی سست عنصر و ضعیف گفته میشود که مایلند با طی کوتاه ترین مسیر به اهدافشان دست یابند.

2- ریا کاری

یکی نبودن ظاهر و باطن، آنچه که در درون میگذرد با آنچه که در بیرون اتفاق می افتند متفاوت است. خصیصه ای که بذر نفاق و دورنگی را در نهاد انسانها میکارد و محصولی جز ناامیدی و احساس عدم اطمینان در بر نخواهد داشت. فقدان خلوص نیت در انجام کارها و دو رویی چهره ای زشت از انسانها بر جای گذاشته و ارزش عمل انجام شده را بسیار کاهش خواهد داد. فاصله گرفتن از اهداف اصلی و کشیده شدن به سمت فرعیات از جمله پیامدهای این خصیصه است.

3- چاپلوسی

اشاعه فرهنگ چاپلوسی بخصوص در محیطهای کاری صدمات جبران ناپذیری به بخش اقتصاد و ساختار اداری کشورها وارد می آورد. انسانها باید بیاموزند بدون اغراق و صریح و با صداقت صحبت کنند ولو اینکه به ضررشان باشد. چرب زبانی صرفاً برای گرفتن امتیازات در هر زمینه ای امری نکوهیده است. هر فردی باید بتواند بدون واهمه به انتقادات سالم از دیگران بپردازد و مصالح را قربانی منافع خود نکند.

4- تنبلی

افراد تنبل انسانهای منفعل و بی تحرک هستند که چه در کارهای گروهی و چه فردی عامل بزرگی در کندی پیشرفت کارها محسوب میشوند. کسانی که در زندگی شخصی و شغلی خود از هر فرصتی برای کم کاری استفاده میکنند و این را نوعی زرنگی می پندارند باید بدانند که نتیجه منفی این عمل ابتدا گریبانگیر خودشان خواهد شد.

5- زیاده خواهی

قناعت و رضایت از داشته ها شرط اصلی رسیدن به خوشبختی است اما بسیاری هستند که هر چه دارند باز احساس کمبود میکنند و حرص و طمعی بی پایان برای جمع آوری مادیات در آنها موج میزند. آنها برای بدست آوردن از هیچ راهی چشم پوشی نمیکنند و اشتهای سیری ناپذیرشان باعث میشود تن به هرکاری بدهند حتی اگر به حق کشی و صدمات جدی به دیگران بینجامد. اگر هر کس به حق خود قانع باشد چه دنیای زیباتری خواهیم داشت.

ادامه نوشته