لاله
لاله ی بود٬ لاله باد٬ لاله ناب
فرو٬ ریشه به آب

تاب گرمايش خورشيد نداشت

نفسش گم ميشد

باد مي‌خواست

نه آن باد صبا

كه نسيمي باشد

بدمد از سر صبح

تا نهايت،

بي نهايت زيبا

باد آمد به سخن

منم آن باد لطيف

منم آن بوي نسيم

منم آن چلچله وقت، براي خواندن

منم آن يار دل تو،‌ مهيار

كه سخن دارد از درد،

بسيار

چون بديد آن دم عيسای مسيح

لاله آمد به ستوه

و فغان كرد به كوه

سخن از عشق بگفت

سخن از رنج جدايي، از باد

سخن از محو شدن

از نهايت، از خاك

چون شنيد

آن روح لطيف، آن پاك

گفت به نعره، فرياد

منم آن عشق، نه سنگ

منم آن حد نهايت، بي‌رنگ

منم آن روح مقاوم، منم آن روح حيات

لاله آرام گرفت

كرد گريه، كرد تكيه بر آن سرو سپيد

داشت آرام، داشت

و بوسيد نسيم

و بوئيد نسيم

لاله را، آن تن زيباي قشنگ

لاله آرام گرفت ٬ گشت آرام بر آن ساحل٬ لاله

Wild Flowers In Olive Grove - , West Bank